فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٥٢
مجزوم: إن تدرس كن واعيا. (٤) شرط و جواب، ماضى و محلاّ مجزوم: إن درست نجحت. (٥) شرط، ماضى و محلاّ مجزوم و جواب، مضارع و مرفوع: إن درست تنجح. فعل مضارع، خبر براى مبتداى محذوف و جمله، جواب شرط است. (٦) شرط، ماضى و محلاّ مجزوم و جواب، مضارع و مجزوم: إن درست تنجح.
جوازاً
ضمير مستتر، دو قسم است:
١. مستتر وجوبى، كه اسم ظاهر نمىتواند، به جاى آن بيايد: تكتب؛ «أنت» در تقدير است.
اين ضماير عبارتاند از: أنت، أنا، نحن.
٢. مستتر جوازى، كه اسم ظاهر مىتواند به جاى آن بيايد: التلميذ كتب، «هو» در تقدير است. اين ضماير عبارتاند از: هو، هي. در اعراب «كتب» گفته مىشود: فعل ماضى، تامّ، معلوم و مبنى بر فتحه است. فاعل آن، ضمير مستتر جوازى و «هو» در تقدير است.
جهات ششگانه
اسمهايى هستند كه همواره اضافه مىشوند و ظروف مكان مبهماند. جهات ششگانه عبارتاند از: أمام، تحت، شمال، فوق، وراء، يمين. كلماتى نيز كه هممعناى آنهايند، به آنها ملحق مىشوند: أوّل، بعد، بين، تجاه، تلقاء، خلف، عل، عند، قبل، قبالة، قدّام.
١. در صورت مضاف بودن، معرب و منصوباند: جلست أمام الدّار، يا اگر در لفظ و معنا از اضافه منقطع شوند: وقفت تحتا.
٢. در صورتى كه در لفظ، و نه در معنا، از اضافه منقطع شوند، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوباند: نظرت من فوق.
جَهْدَ
١. اسم مضاف، از اسمهاى متوغّل در ابهام است: أفرغ جهده؛ بنابر حال، اعراب مىگيرد و تقدير آن جاهدا است.
٢. ظرف و منصوب است: جهد رأيى أنّ القائد عادل. «جهد»، مضاف و «رأيى»، مضاف اليه است.
جَيْر
حرف معنا و مبنى بر كسره است و محلّى از اعراب ندارد. حرف جواب به معناى «نعم» است و بيشتر پس از قسم مىآيد: جير لانتقمنّ.
كاربرد آن اندك است.