فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٥١
جنس سافل
جنس سافل، جنسى است كه بالاتر از آن جنسى قرار دارد، ولى پايينتر از آن جنسى نيست، مانند حيوان.
جنس عالى
جنس عالى، جنسى است كه پايينتر از آن جنسى قرار دارد، ولى بالاتر از آن جنسى نيست، مانند جوهر - البته بنابراين قول كه جوهر، جنس است - و به آن جنس الاجناس مىگويند.
جنس متوسّط
جنس متوسّط، جنسى است كه هم بالاتر از آن و هم پايينتر از آن، جنسى قرار دارد، مانند جسم نامى.
جنس مفرد
جنس مفرد، جنسى است كه بالاتر و پايينتر از آن، جنسى قرار ندارد. گفتهاند كه مثالى براى اين جنس وجود ندارد و تنها به سبب مقتضاى تقسيم بندى عقلى، آن را ذكر كردهاند.
جنسيّت
جنسيّت، حالت جنس از جنس مشترك و يا از جنس بودن يك شيء واحد است، مانند جنسيّت لبنانى. «أل» جنس براى بيان حقيقت مىآيد: الرّجل أفضل من المرأة؛ يعنى هذا الجنس أفضل من ذاك.
جواب
يكى از معانى اين حروف است: أجل، إذن، إذا، إي، بلى، جلل، جير، فاء، لام، لا، نعم، و پاسخى است به فرا خواندن، سؤال، خطاب، نوشته يا اعتراض. أقام زيد؟ - أجل! - نعم! إذن تنجح. إذا أنت ناجح. إى و ربّ إنّه لحقّ. ألست مشتاقا؟ - بلى.
أفعلت هذا؟ قلت جلل! جير لأنتقمنّ. إن تأكل فلا تكثر. لولاه لانهار البناء. أمسافر أنت؟ لا! هل جاء سمير؟ نعم!
جواب شرط
در زبان عربى قوام جملههاى شرطيه به ادات شرط و دو فعل آنها است؛ كه فعل اول، فعل شرط و فعل دوم، جواب شرط ناميده مىشود، كه به آن جزاء نيز مىگويند.
١. ادوات شرط، زمان فعل شرط و جواب را به آينده تبديل مىكنند، حتى اگر هر دو فعل، ماضى باشند.
٢. واجب است كه شرط، فعل خبرى، متصرّف و مقدّم بر جواب باشد، ولى جواب، اين شروط را ندارد و اگر چنين نباشد، بر سر جواب، «فاء» ربط درمىآيد كه به آن «فاء» جزاء يا «فاء» رابط جواب شرط مىگويند.
٣. حالات مختلف شرط و جواب:
(١) شرط و جواب، مضارع مجزوم: إن تدرس تنجح. (٢) شرط، مضارع مجزوم و جواب، ماضى و محلاّ مجزوم: إن تدرس نجحت.
(٣) شرط، مضارع مجزوم و جواب، امر و محلاّ