فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٥
مضاف اليه، مطابقت داشته باشد: المال احد السّعادتين و إحدى السّعادتين. اين واژه در عدد مركّب، گاه مبنى بر فتحه: أحد عشر؛ و گاه مبنى بر سكون: إحدى عشرة است.
أَحَدَ عَشَرَ - إِحْدَى عَشْرَةَ
اسم عدد اصلى و مركّب است. هر دو جزء عدد در جمله، مبنى بر فتحه است. معدود آن مفرد، و بنابر تميز بودن، منصوب است. عدد و معدود از نظر مذكّر و مؤنّث بودن، مطابقت دارند: جاء أحد عشر رجلا، رأيت إحدى عشرة امرأة؛ مررت بإحدى عشرة قرية.
أَحْمَد
اسم معرب، غيرمنصرف يا متمكّن غير أمكن است، و نيز اسم علم، معرب و غير منصرف است.
١. اسم علم مفرد است و بر وزن فعل مىآيد: ذهبت إلى منزل أحمد.
٢. اسم تفضيل است و از فعل مجهول «حمد» ساخته مىشود: العود أحمد.
أَحْوال
علايم اعراب را گويند كه هنگام تركيب كلمات، به سبب تغيير عامل، بر آخر كلمات عارض مىگردند و عبارتاند از:
١. حالت رفع، نصب و جرّ، كه به اسم اختصاص دارد. ٢. حالت رفع، نصب و جزم، كه به فعل اختصاص دارد.
أَحْوالَىْ
ظرف و به معناى «حول»، يا جمع «حول» و معرب است: قعدوا أحواليه.
أَخْبَرَ
١. فعل متعدّى سه مفعولى است و پس از به دست آوردن فاعل و مفعول نخست خود، بر سر جملۀ اسميه درمىآيد. در اين هنگام، مبتدا و خبر را با هم، به عنوان مفعول دوم و سوم خود، منصوب مىسازد: أخبرت المريض الرّاحة لازمة.
٢. غالبا مجهول مىآيد؛ به گونهاى كه مفعول اول، به عنوان نايب فاعل، مرفوع مىشود و جملۀ اسميّه، منصوب باقى مىماند:
أخبر المريض الرّاحة لازمة.
٣. فعلهايى كه سه مفعول را منصوب مىسازند عبارتاند از: أخبر، أرى، أعلم، أنبأ، حدّث، خبّر، نبّأ؛ و آنها را «اخوات أرى» مىنامند.
اِخْتارَ
١. برخى از فعلها دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست:
كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از فعلها نيز دو مفعول را منصوب مىكنند و به جاى