فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٤٤
است كه به صورت جمع مذكّر سالم يا جمع مكسّر بيايد: زيد، الزّيدون، الزّيود.
٣. هرگاه اسم زنى جمع بسته شود، جايز است كه به صورت جمع مؤنّث سالم يا جمع مكسّر بيايد: زينب، الزينبات، الزّيانب.
جمع الجمع
بر نه و بيشتر از آن دلالت مىكند؛ زيرا شامل سه يا بيشتر، از هر جمعى است كه خود آن جمع، شامل سه فرد است.
١. جمع براى تكثير آحادى كه دربر دارد، جمع بسته مىشود: يد (مفرد)، أيد (جمع)، أياد (جمع الجمع).
٢. صيغۀ آن، همانند مفرد، هموزن آن است كه به صيغۀ منتهى الجموع، جمع بسته مىشود: أكلب أكالب، أظافر أظافير.
٣. به صيغۀ جمع مذكّر سالم و جمع مؤنّث سالم نيز جمع بسته مىشود، ولى اين، سماعى است: أفاضل أفاضلون، بيوت بيوتات، سادة سادات.
جمع سالم
صيغهاى است كه حروف مفرد آن باقى مىماند و دو حرف به آخر آن اضافه مىشود، و دو نوع است:
١. جمع مذكّر سالم، با افزودن «واو و نون» در حالت رفع، و «ياء و نون» در حالت نصب و جرّ: مرسل، مرسلون، مرسلين.
٢. جمع مؤنّث سالم، با افزودن «الف و تاء» مضموم در حالت رفع، و «الف و تاء» مكسور در حالت نصب و جرّ: جميلة، جميلات، جميلات.
جمع قلّه
بر سه تا ده دلالت مىكند.
١. جمع قلّه چهار وزن دارد: أفعل، أفعال، أفعله، فعلة.
٢. گاهى جمع قلّه براى كثرت و گاهى كثرت براى قلّه به كار مىرود: رجل أرجل، رجل رجال. ولى اگر هر كدام داراى صيغهاى باشد كه بر آن دلالت كند، واجب است هريك در جاى خود به كار برود: نفس، أنفس، نفوس.
جمع كثرت
بر سه و بيش از آن دلالت مىكند و در عدد معيّن، منحصر نيست.
١. جمع كثرت شانزده وزن دارد: فعل، فعل، فعل، فعل، فعلى، فعال، فعول، فعّل، فعلة، فعلة، فعلة، فعّال، فعلاء، فعلان، فعلان، أفعلاء.
٢. گاهى جمع قلّه به جمع كثرت باز مىگردد و آن هنگامى است كه به همراه «أل» استغراق - كه شمول را مىرساند - بيايد: الأيدي أفضل من الأرجل، يا به جمع كثرت اضافه شود:
أقطار البلاد.
٣. جمع كثرت با قرينهاى كه بر قلّت دلالت كند، به جمع قلّه باز مىگردد: ثلاثة رجال.