فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٤٢
مضارع، منصوب است.
جزم فعل
جزم، قطع كردن جزئى از فعل است.
١. هرگاه پيش از فعل مضارع يكى از ادوات جزم قرار گيرد، مجزوم مىشود. ادوات جزم دو نوعاند: نوع اول يك فعل و نوع دوم، دو فعل را مجزوم مىكنند.
٢. حروف جازمى كه يك فعل را مجزوم مىكنند عبارتاند از: لم، لمّا، لام امر، لاى نهى: لم يذهب.
٣. ادوات شرط كه دو فعل را مجزوم مىكنند عبارتاند از: إن، اذما، من، ما، مهما، أىّ، كيفما، متى، أينما، أيّان، أنّى، حيثما: إن تكسل تخسر.
٤. هرگاه پس از ادوات جزم دو فعل، «ما» ى زايد قرار گيرد، اين ادوات دو نوع خواهند بود: (١) نوعى كه بدون «ما» جزم نمىدهند و عبارتاند از: حيثما، إذما، كيفما.
(٢) نوعى كه هر دو امر در آن جايز است و عبارتاند از: إن، أىّ، أيّان، أين. (٣) ساير ادوات بدون «ما» مىآيند.
٥. علامتهاى جزم عبارتاند از:
(١) سكون در آخر فعل، در غير افعال پنجگانه:
لم يفعل. (٢) حذف «نون» در افعال پنجگانه: لم يفعلوا. (٣) حذف حرف علّه در فعلهاى معتلّ الآخر: لم يعط.
جَزَى
١. برخى از فعلها، دو مفعول را منصوب مىكنند كه اصل آن دو، مبتدا و خبر نيست:
كسا أخوك الفقير ثوبا. گروه ديگرى از فعلها نيز مانند همين فعلها عمل مىكنند: جزاه اللّه خيرا.
٢. اين فعلها عبارتاند از: استصنع، أنسى، أنشد، جزى، حبّب.
جَعَلَ
١. فعل ماضى ناقص از «اخوات كاد» است، معناى شروع كردن مىدهد و بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد؛ مبتدا را، به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را، به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: جعل التلميذ يدرس.
خبر آن، فعل مضارعى است كه پس از آن مىآيد و ضميرى را كه به اسم آن باز مىگردد مرفوع مىكند.
٢. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و معناى رجحان را مىرساند. پس از گرفتن فاعل، بر سر جملۀ اسميّه در مىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: جعل الأستاذ الدّرس سهلا.
٣. هرگاه در معناى شروع و رجحان به كار برده نشود، فعل تامّ يك مفعولى است: جعل لحزبه تنظيما.