فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٣٥
حالت رفع، ضمّه در «واو»، مقدّر است: يدعو.
٤. در فعلى كه به «ياء»، پايان مىپذيرد، در حالت رفع، ضمّه در «ياء» مقدّر است: نطوي.
ثقل (سنگينى)
سببى نحوى است براى عدم امكان ظهور علامت اعراب در «واو» و «ياء» آخر كلمه، به دليل سنگينى آن؛ و بنابراين سبب، اعراب آن دو در تقدير گرفته مىشود. «ثقل»، در اين موارد مىآيد:
١. اسم منقوص معرفه: در حالت رفع، ضمّه در «ياء» در تقدير گرفته مىشود. جاء القاضي؛ و در حالت جرّ، كسره در «ياء» در تقدير گرفته مىشود. مررت بالقاضى.
٢. اسم منقوص نكره: در حالت رفع، ضمّه در «ياء» محذوف در تقدير گرفته مىشود: جاء قاض؛ و در حالت جرّ، كسره در «ياء» محذوف در تقدير گرفته مىشود: مررت بقاض.
٣. فعل مختوم به «واو»: در حالت رفع، ضمّه در «واو» در تقدير گرفته مىشود:
يدعو.
٤. فعل مختوم به «ياء»: در حالت رفع، ضمّه در «ياء» در تقدير گرفته مىشود: نطوي.
ثَلاثٌ
اسم عدد اصلى، مفرد و معرب است.
١. با معدود مذكّر، همراه «تاء» و با معدود مؤنّث، بدون «تاء» مىآيد: ثلاثة رجال و ثلاث فتيات.
٢. معدود آن، جمع و مجرور به اضافه است.
ثلاثةُ الافٍ
اسم عدد اصلى، مفرد و معرب است.
١. «ثلاثة» بر حسب موقعيّتش در جمله اعراب مىپذيرد، با معدود مؤنّث به صورت مذكّر و با معدود مذكّر به صورت مؤنث مىآيد. «الاف» معدود، جمع و مضاف اليه است.
٢. هرگاه معدود ديگرى ذكر شود، مفرد و مجرور به اضافه است: جاء ثلاثة الاف رجل.
رأيت ثلاثة الاف فتاة.
ثلاثَ عشْرَةَ
اسم عدد اصلى مركّب است و هر دو جزء آن، بر حسب موقعيت در جمله، مبنى بر فتحهاند.
١. جزء نخست عدد، با معدود مذكّر، همراه «تاء» و با معدود مؤنّث، بدون «تاء» مىآيد، و جزء دوم آن با معدود مطابقت دارد:
جاء ثلاثة عشر رجلا. رأيت ثلاث عشرة قرية.
مررت بثلاث عشرة قرية.
٢. اسم معدود، مفرد و منصوب است و تمييز عدد ناميده مىشود.