فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٣٤
مىشود. دو جزء آن مبنى بر فتحهاند و در تذكير و تأنيث، مطابق معدود مىآيند: الفصل الثامن عشر، الرّسالة الثامنة عشرة.
٢. معدود آن بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
ثانٍ (ثاني)
اسم عدد ترتيبى و مفرد است و بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد.
١. بر وزن «فاعل» ساخته مىشود و مطابق با معدود است؛ يعنى، با معدود مذكّر به صورت مذكّر و با معدود مؤنّث به صورت مؤنّث مىآيد: الفصل الثاني، الرسالة الثانية.
٢. معدود آن بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
ثاني عَشَرَ
اسم عدد ترتيبى و مركّب است و بر حسب موقعيّتش در جمله، مبنى است.
١. جزء نخست آن بر وزن «فاعل» است. دو جزء آن مبنى بر فتحهاند و در تذكير و تأنيث، مطابق معدود مىآيند: الفصل الثانى عشر، الرسالة الثانية عشرة.
٢. معدود آن بر حسب موقعيّتش در جمله، اعراب مىپذيرد و در كلام، پيش از عدد قرار مىگيرد.
ثبوت نون
علامت رفع است و به آخر فعل مضارع مىپيوندد و جانشين ضمّه در فعلهاى پنجگانه مىشود.
١. «نون» زايد به فعل مضارعى متصل مىشود كه ضمير بارز مرفوع؛ يعنى «الف» مثنّى، «واو» جمع و «ياء» مخاطب به آن ملحق شود.
٢. «نون» زايد با «نون» تأكيد و «نون» تأنيث كه موجب بناء فعل مضارع مىشوند تفاوت دارد.
٣. افعال پنجگانه كه با ثبوت «نون»، مرفوع مىشوند عبارتاند از: يفعلان، تفعلان، يفعلون، تفعلون، تفعلين.
ثِقَل
سببى نحوى است براى ظاهر نشدن علامتهاى اعراب در «واو» يا «ياء» در آخر كلمه. اين علامتها، به سبب سنگينى، در تقدير گرفته مىشوند. اين سبب نحوى در حالتهاى زير مىآيد:
١. در اسم منقوص معرفه، ضمّه در حالت رفع، و كسره در حالت جرّ، مقدّر در «ياء» مىشوند: جاء القاضي. مررت بالقاضي.
٢. در اسم منقوص نكره، ضمّه در حالت رفع، و كسره در حالت جرّ در «ياء» محذوف، مقدّر مىشوند: جاء قاض. مررت بقاض.
٣. در فعلى كه با «واو»، پايان مىپذيرد، در