فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٢٧
تِلْقاءَ
اسمى همواره مضاف، ظرف مكان و ملحق به جهات ششگانه است.
١. هرگاه مضاف باشد، معرب، مفعول فيه و منصوب است: وقفت تلقاء الشّجرة؛ و نيز هرگاه در لفظ و معنا از اضافه منقطع شود:
وقفت تلقاء.
٢. هرگاه در لفظ، و نه در معنا، از اضافه منقطع شود، مبنى بر ضمّه و محلاّ منصوب است: وقفت تلقاء.
تِلْكَ
اسم اشاره براى مؤنّث مفرد، دور، و براى غير عاقل است، مبنى بر فتحه و، بر حسب موقعيّتش در جمله، محلاّ مرفوع يا منصوب يا مجرور است: ظهرت تلك الأشجار.
رأيت تلك الأشجار. مررت بالقرب من تلك الاشجار. اين اسم، مركّب از اسم اشارۀ «تي» و «لام» بعد و «كاف» خطاب است.
تمكين
يكى از علامتهاى اسم بودن و اصالت اسم معرب است، و به دو نوع تقسيم مىشود:
١. متمكّن امكن، كه همان اسم معرب منصرف است: منزل، منزلا، منزل. حركت آخر آن، بر حسب موقعيّتش در جمله تغيير مىيابد و در آخرش تنوين درمىآيد.
٢. متمكّن غير امكن، كه همان اسم معرب غير منصرف است: عثمان، عثمان. حركت آخر آن، بر حسب موقعيّتش در جمله تغيير مىيابد، ولى با فراهم شدن شرطهاى غير منصرف بودن اسم، تنوين نمىپذيرد.
تمنّى
يكى از معانى اين حروف است: لعلّ، لو، ليت، و براى طلب محبّتآميز حصول چيزى به كار مىرود: لعلّ الأستاذ قادم. لو تذهب معنا. ليت الشّباب يعود.
تمييز
اسم منصوب، نكرۀ جامد، و فضله است و ابهام پيش از خود را مىزدايد، و معناى حرف جرّ «من» را دربر دارد.
تمييز دو نوع است: (١) تمييز مفرد يا ذات، كه ابهام اسم مفرد مذكور در جمله را روشن مىكند: عندي رطل زيتا؛ «زيتا»، جنس رطل را از رطلهاى ديگر متمايز مىكند. (٢) تمييز جمله يا نسبت، كه ابهام پديد آمده از نسبت فعل را روشن مىسازد: اشتهر التاجر أمانة؛ «أمانة»، نوع شهرت و سبب آن را - كه مال و كرم نيست - روشن مىكند.
تمييز جمله يا نسبت
ابهام پديد آمده از نسبت فعل را روشن مىكند، و منقول يا غير منقول است.
١. منقول: (١) از فاعل است: طاب زيد