فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٢١
معرفه كردن آن است:
١. نكره تبديل به معرفه مىشود: (١) با «أل» تعريف: ديك، الدّيك. (٢) با اضافه كردن به معرفه: بيت الصّديق.
٢. اسمهاى معرفه عبارتاند از (١) اسم علم: ابراهيم. (٢) اسم معرّف به «ال»: الجيش.
(٣) اسم مضاف به معرفه: عيد الجيش.
(٤) ضمير: هو. (٥) اسم اشاره: هذه. (٦) اسم موصول: الّذي. (٧) نكره مقصود به ندا: يا بطل.
٣. تعريف همچنين يكى از معانى حرف «ال» براى دلالت بر اسم معيّنى است: الدّيك.
تَعْساً
مصدر منصوب و مفعول مطلق براى فعلى محذوف از لفظ خود است: تعسا للجبان، و تقدير آن، اين است: أتعسه اللّه، و بيشتر براى نفرين به ديگران به كار مىرود.
تَعَلَّمْ
١. فعل متعدّى دو مفعولى و از افعال قلوب است و معناى يقين را مىرساند. پس از گرفتن فاعل بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد و مبتدا و خبر را، به عنوان دو مفعول خود، منصوب مىكند: تعلّم شفاء النّفس قهر عدوّها.
٢. هرگاه در معناى يقين به كار نرود، فعل متعدّى يك مفعولى است: تعلّم قواعد العربيّة.
٣. فعلهاى يقين عبارتاند از: ألفى، تعلّم، درى، رأى، علم، وجد. اين افعال، «اخوات ظنّ» ناميده مىشوند. «تعلّم» به معناى يقين، جامد است و فقط به صيغۀ امر به كار مىرود.
تعليق
هرگاه ميان افعال قلوب متصرّف و جملۀ آنها، چيزى كه بايد در ابتداى كلام واقع شود جدايى بيفكند، افعال قلوب، لفظا، از عمل باز مىمانند: ظننت ما كلامك - مبتدا - صدق - خبر؛ و جمله محلاّ منصوب است؛ زيرا جايگزين دو مفعول شده است.
اگر اين موارد، پس از افعال قلوب قرار گيرند، افعال قلوب عمل نمىكنند:
١. «إن» و «لا» و «ما» ى نافيه: ظننت إن زيد كريما.
٢. «لام ابتداء»: علمت لأخوك مجتهد.
٣. «لام قسم»: علمت ليهلكنّ البغاة.
٤. «كم خبرى»: (أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ اَلْقُرُونِ).
٥. «استفهام»: علمت أيّهم بطل.
٦. «لو»: علمت لو أنّني زرتك لأكرمتني.
٧. «لعلّ»: لا أدري لعلّ اللّه يريد بكم خيرا.
٨. اين احكام بر افعال متعدّى سه مفعولى نيز منطبق است: أعلمت الشاهد لأداء الشهادة واجب.
٩. گاهى «قول» معناى «ظنّ» را دربر دارد و احكام تعليق بر آن منطبق است. پس اگر «قول»، دو مفعولى نباشد، به معناى گفتار و سخن است.