فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠٩
١. اسم معدود، مفرد و منصوب است و تمييز عدد ناميده مىشود.
٢. عدد با معدود مذكر و مؤنّث با لفظى يكسان به كار برده مىشود: جاء تسعون رجلا.
رأيت تسعين فتاة. مررت بتسعين قرية.
تسكين
قرار دادن سكون بر حرفى از حرفهاى كلمه است. سكون، ضدّ حركت است.
١. هرگاه «واو» داراى حركت ضمّه و «ياء» داراى حركت كسره باشند، هر دو با تسكين، اعلال مىشوند: يقوم، يقوم؛ يبيع، يبيع.
٢. هرگاه «واو» و «ياء» داراى حركت فتحه باشند، حرف علّه به حرفى همجنس (فتحه) تبديل مىشود: أقوم، أقام.
٣. هرگاه «واو» مضموم پس از ضمّه و «ياء» مضموم پس از كسره، در آخر كلمه قرار گيرند، حركتشان براى تخفيف حذف مىشود: يدعو الدّاعى، يدعو الدّاعى.
تشبيه
يكى از معانى دو حرف: كاف و كأنّ است.
تشبيه عبارت است از مانند كردن چيزى به چيز ديگر، امّا نه بر وجه استعاره: وجهك كالبدر، كأنّك البدر.
تصرّف تامّ
«اخوات كان» سه نوعاند:
١. افعالى كه به طور كامل صرف مىشوند:
أصبح، أضحى، أمسى، بات، صار، ظلّ، كان. زيرا داراى ماضى، مضارع، امر، مصدر، اسم فاعل (نه اسم مفعول)، و ساير مشتقاتاند: كان البرد قارسا، يكون الكلام عنوان صاحبه، (كُونُوا أَنْصارَ اَللّهِ)، كونك شريفا مع الفقير خير من كونك دنيئا مع الغنىّ...
٢. افعالى كه به طور ناقص صرف مىشوند:
ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء.
٣. افعالى كه جامدند و به هيچ وجه صرف نمىشوند: ليس، ما دام.
تصرّف ناقص
«اخوات كان» سه نوعاند:
١. افعالى كه به طور كامل صرف مىشوند:
أصبح، أضحى أمسى، بات، صار، ظلّ، كان.
٢. افعالى كه به طور ناقص صرف مىشوند:
ما انفكّ، ما برح، ما زال، ما فتىء. اين چهار فعل، فقط ماضى و مضارع و اسم فاعل دارند: ما زال الإنسان ضعيفا، لا تزال صابرا، ليس النيل زائلا عماد الزّراعة. لازم است پيش از آنها نفى يا نهى يا استفهام انكارى يا دعا قرار گيرد: هل يبرح البخيل ممقوتا، ما يزال زيد مسافرا.
٣. افعالى كه جامدند و به هيچ وجه صرف نمىشوند: ليس، ما دام.
تصريف
يكى از معانى اين حروف است: همزه، تاء،