فرهنگ اصطلاحات صرف و نحو عربی - دحداح، انطوان - الصفحة ١٠
حرف، جزو حروف شمسى و قمرى يا داراى استعلا و استفال به شمار نمىآيد؛ زيرا همواره ساكن است و حركت نمىپذيرد.
٢. حرف معناست و محلّى از اعراب ندارد: (١) حرف تصريف و جزو حروف «سألتمونيها» است و در صيغۀ اسم مشتق، اسم مزيد و فعل مزيد به كار مىرود: فاعل، متفاعل، تفاعل. (٢) حرف تفسير است و هنگامى كه به فعل بپيوندد فاعل است و دلالت بر مثنّى مىكند: فعلا، يفعلان؛ در اسم، علامت اعراب است: تلميذان، أخاك.
آضَ
١. فعل ماضى ناقص و ملحق به «اخوات كان» است، بر سر جملۀ اسميّه درمىآيد، مبتدا را به عنوان اسم خود، مرفوع مىكند و خبر را به عنوان خبر خود، منصوب مىسازد: آض العجين خبزا.
٢. اگر به معناى صيرورت و دگرگونى نباشد، فعل تام است: آض إلى منزله.
٣. افعال ملحق به «اخوات كان» عبارتاند از: ارتدّ، استحال، آض، انقلب، تبدّل، تحوّل، حار، رجع، راح، عاد، غدا؛ مشتقات اين افعال، مانند ماضى آنها عمل مىكنند؛ يعنى اسم را مرفوع و خبر را منصوب مىسازند.
آمينَ
اسم فعل است به معناى امر: استجب و مبنى بر فتحه است و محلّى از اعراب ندارد و فاعل آن، ضمير مستتر وجوبى است كه تقدير آن «أنت» است. اصل معناى آن، استوارى، امنيّت، راستى و مداومت است و براى اثبات و اظهار رضايت در كامل بودن خواسته، در پايان كلام آورده مىشود: فقال الدّهر آمين.
آنَ
به معناى «حين»، ظرف زمان و منصوب است و به جملۀ اسميّه و فعليّه اضافه مىشود:
يعود الفلاّح آن الشمس تغيب. يعود الفلاّح آن تعود. و لفظ «آنئذ» مركّب است از «آن» و «إذ»، و ظرف زمان و مبنى بر سكون است و تنوين آن، عوض از جملۀ محذوف است: زرتك و كنت آنئذ خارج البيت؛ يعنى آن إذ زرتك.
آناء
جمع «أنى» است و به معناى «كلّ» (همه) يا «بعض» (پارهاى، برخى) است. ظرف زمان و همواره معرب است؛ زيرا مفعول فيه و منصوب است، و به مفرد اضافه مىشود:
سأزورك آناء اللّيل.
آنِفاً
يا «أنفا»، كه با مدّ مشهورتر است.
١. ظرف زمان و همواره معرب است؛ زيرا مفعول فيه و منصوب است: ذكرته آنفا؛ يعنى از زمان نزديك.