رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٤٧ - بيان حكم جهاد دفاعى در زمان غيبت
كفايه[١] و مؤلف[٢] و منتهى[٣] و نهايه[٤] بدون اينكه ايشان درين حكم تأمل و تشكيكى نمايند، يا در صدد استدلالى بر آيند يا اشاره به مخالفى از خاصه و عامه نمايند، با آن كه دأب اغلب ايشاناشاره به مخالف است اگر چه نادر باشد، و اين نيست مگر از غايت وضوح و ظهورآن، پس وجوب اين جهاد محل تأمل نيست بلكه نزد علماى اعلام، ضرورى دين است.
و اين جهاد واجب كفايى است على الاقرب فالاقرب پس اگر اقرب كفايت دفع دشمن كند نهضت ابعد لازم نيست.
و ظاهر اين است كه مراد از قرب در مقام قرب نيل به مقصد و وصول به مقصود است چه مىتواند شد كه ابعد مستعد باشد و زودتر از اقرب مباشر قتال شود و اقرب كه استعداد ندارد ديرتر به قتال رسد.
و نيز وجوب نهضت مترتب است به حصول علم پس اگر علم ابعد پيش از اقرب به هجوم كفار حاصل شود نهضت ابعد پيش از اقرب لازم است و جايز نيست در انتظار نهضت اقرب باشد و ظهور لفظ اقرب در قرب مكانى محمول بر غالب است و مراد فقها از عبارت «يتأكّد في حقّ الأقرب فالأقرب» ترتب عادى است نه حقيقى چه به حسب عادت علم اقرب به قصد دشمن زودتر از بعد حاصل مىشود.
و اگر ابعد از هجوم دشمن مطلع شود وفوراً نهضت كند و كفايت دفع او تواند نمود، باز تقاعد اقرب كه به هجوم كفار علم دارد جايز نيست، چه ظاهر اين وجوب
[١]. كفاية الاحكام، ص ٧٤.
[٢]. در نسخه اصل چنين است، و ظاهراً مراد مختلف است، نگاه كنيد به مختلف، ج ٤، ص ٣٨٢.
[٣]. منتهى المطلب، ج ٢، ص ٩٩٦.
[٤]. النهاية، طوسى، ص ٢٨٩.