رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٨٦ - فرق دوازدهم عدم جواز تخلف از امان و مهادنه و امثال آن
ظاهر است كه بايد همه مسلمين با يكديگر متحد و به منزله نفس واحد باشند. اگر يكى را ضررى رسد، ضرر همه مسلمين دانند و اگر مسلمى را خطرى پيش آيد، خطر همه اسلام پندارند، نه آن كه از او گمان عافيت خويش گزينند و در استخلاص گرفتاران[١] نكوشند. چه شد فرموده رسول خدا ٦: «من لم يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم»[٢]، كجا رفت فرموده ديگر آن حضرت: «من سمع رجلاً ينادي يالَلمسلمين، فلم يجبْه، فليس بمسلم»[٣]؟ و كجا است ضعف مسلمين در اين اوقات با آن كه ايشان را بحمدالله اسباب محاربت آماده است، و بازوى مجاهدت گشاده، نه جز فرقه روس، دشمنى در كمين دارند كه احتياطى از او لازم و دفع آن فرقه را مانع باشد، نه ايشان را مسافتى بعيد و مشقتى شديد است كه از جهاد و قتال معذور و به صلح و بذل مال محتاج باشند؟ و حال آن كه تقديم عذر در بُعد مسافت و شدّت مشقّت هم بى صورت است، چه جناب احديّت در سرزنش قومى كه اين عذرها از جهاد تخلف مىگردد فرمود: «لَوْ كانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قاصِداً لَاتَّبَعُوكَ وَ لكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ»[٤] و نيز واجب گردانيده در جهاد تبوك، نهضت مسلمين را با قلّت آب و شدت گرما و بعد مسافت و بسيارى دشمن و عسرتى كه هر ده نفر شترى براى سوارى داشتند و توشه ايشان جوى سوس خورده و خرمايى كِرم افتاده بود و كار بىبضاعتى به جايى رسيد كه هر دو نفر يك خرما ميان خود قسمت مىكردند و گاهى جماعتى يك خرما مىمكيدند تا آب بر روى آن نياشامند.
[١]. يك كلمه ناخوانا است.
[٢]. كافى، ج ٢، ص ١٦٣، ح ١، و عبارت حديث اين است« من اصبح لا يهتم بأمور المسلمين فليس بمسلم»
[٣]. كافى، ج ٢، ص ١٦٤، ح ٥.
[٤]. توبه، آيه ٤٢.