رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٥٤١ - مؤلف رساله
خلفاى ثلاث را، آنها امام اين زمان و امثال آن نيستند، پس به اين سبب در اين باب در غايت اضطراب و تشويش مىباشند. و لهذا جمهور آنها بنا را به اين گذاشتهاند كه هر كس را كه مردم به او بيعت كنند او امام زمان مىشود و اولى الامر واجب الاطاعه است هر چند فاسق و فاجر باشند و هر چند معاويه و يزيد و هارون و مأمون باشد و هر عاقلى كه در اين معنى تأمل كند بطلان آن را مىفهمد.
نقل كردهاند كه در زمان ملاّجلال دوانى كه از اعاظم علماى اهل سنت است، علماى اهل سنت مجتمع بودند و اين حديث را مطرح كردند كه آيا مراد از امام زمان چيست؟ بعضى گفتند قرآن است (و بطلان آن واضح است كه قرآن را امام زمان نگويند) و بعضى گفتند امام زمان «أُولِي الْأَمْرِ» يعنى هر كس كه به سبب بيعت سلطان شود و در آن وقت پادشاه ايشان شخصى بود مسمّى به ايلدرم بايزيد[١] ملاّجلال دوانى رو كرد به آن علما و ريش خود را گرفت و گفت كه: آيا اين خوب است كه حق تعالى در قيامت «جلال الدين محمد» را عذاب كند كه چرا ايلدرم بايزيد را نشناختى؟[٢]
*** اهم عناوين اين رساله عبارت است از:
١. بيان حكم جهاد دفاعى در زمان غيبت.
٢. بيان فرقهاى بين جهاد دعوتى كه مشروط به حضور امام يا نايب خاص است، و جهاد دفاعى.
[١]. ايلدرم بايزيد عثمانى سلطان بايزيد اوّل است و او معاصر جلال الدين دوانى نبوده بلكه نواده وى سلطان بايزيد دوم معاصر او بوده است در اصل نسخه به جاى« ايلدرم»« اولدران» بود.
[٢]. كيهان فرهنگى، سال يازدهم، شماره ١، ص ١٧- ١٥.