رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٣٣٣ - باب دوم آداب الاستنجاء
[١١٥] مسألة: اگر احجار ثلاثة ازاله عين نجاست نكند، استعمال سنگى ديگر تا به حدى كه عين زايل شود واجب است اجماعاً.
[١١٦] مسألة: هرگاه به مادون ثلاثة، عين نجاست زايل شود، آنچه بعد از آن به جهت اكمال نصاب ثلاثة مستعمل شود، طاهر خواهد بود و اشبه آن است كه استعمال آن در استجمار مجزى باشد، و نهى از استعمال مستعمل شامل آن نباشد، و علامه در قواعد نفى جواز كرده است.[١]
[١١٧] مسألة: اگر براز از غير مسربه بيرون آيد- به تسكين سين مهمله بعد از ميم مفتوحه و ضم را قبل از باء موحّده، يعنى مخرج طبيعى- حكم استنجاء به احجار در آن جارى خواهد بود، به شرط انسداد مسربه، يا اعتياد خروج از آن موضع غير طبيعى.
و بالجملة، هرگاه خروج از موضع طبيعى به حدّى رسد كه ناقض وضو باشد، احكام شرعيه استنجاء بر آن مترتب مىشود و ابن اثير در نهايه راء «مسربه» را مفتوح و مضموم ضبط كرده، گفته است: «و في حديث الاستنجاء حجرين للصفحتين و حجراً للمسربة، هي بفتح الراء و ضمّها مجرى الحدث من الدبر و كأنّها من السرب يعنى المسلك»[٢] انتهى كلامه.
[١١٨] مسألة: خنثى كه مشكل بوده باشد، در تطهير مسربه براز، استجمار به طريق مردان مىكند و در استنجاء از بول قُبُلين خود را- كه عبارت است از احليل و فرج با آب مىشويد، و آن آب حكم آب استنجاء دارد، اگر[٣] خروج بول از قُبُلين معتاد باشد.
[١]. قواعد الاحكام، ج ١، ص ١٨٠.
[٢]. النهاية في غريب الحديث و الأثر، ج ٢، ص ٣٥٧.
[٣]. در اكثر نسخهها: و اگر.