رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ٢٤٩ - اصل اول لزوم شناخت معارف مبدأ و معاد
الجهات، متقدس و متعزّز است.
[١٠] و محال است كه با موجودى از موجودات، متحد يا متصل شود و در چيزى حلول كند و به موضوعى[١] يا محلى قائم باشد و نيز محال است كه چيزى در او حلول كند.
[١١] و امكان ندارد كه محل حوادث باشد و عوارض متجدده على التعاقب، بر ذات حق تام قدوسش، متوارد شود، تعالى عن ذلك كلّه علوّا كبيراً.
[١٢] نفس حقيقت واجب بالذات به حسب مرتبه ذات، جمله اسماء حسنى را، خواه ايجابيه و خواه سلبيه، مستحق است بىتغاير جهات و تكثّر حيثيّات.
[١٣] و نظام كل وجود و جملگى عالم امكان، فعل اللّه تعالى است و به جميع اجزاء حادث است.
[١٤] و هيچ چيز در سرمديت وجود با جناب الهى شريك و انباز نيست، و اللّه تعالى موجود بود در سرمد[٢] و چيزى ديگر غير او موجود نبود، پس كل عالم بعد از عدم صريح، به عنايت و ارادت و حكمت و قدرت اللّه تعالى در دهر حادث شد.
[١٥] هر چيز كه علم الهى محيط بود با آنكه آن چيز خير نظام وجود و موافق مصلحت عالم است، اراده ربوبى و قدرت وجوبى، به عنايت جامعه و رحمت واسعه ايجاد آن كرد و هيچ چيز از خيرات نظام وجود ترك نكرد، هرچه في حدّ نفسه جهت خيريت و حسن ذاتى داشت[٣]، مختار ارادت و اختيار ازلى و مخلوق قدرت و
[١]. در« ب»، موضعى.
[٢]. در« الف» و« ص»: سرمديت.
[٣]. در« ب»، راست.