رسالههاى خطى فقهى - گروه محققان - الصفحة ١٦٨ - تنبيه
رسد و توفيق استفاده از صحبت او يابد في الجمله تخفيفى در آن مىشود و آن مكيده عبارت است از: تحسين قبايح به اسباب واهيه كه به واسطه حبّ مذكور و عدم فهم عالى صافى از كدورات نفسانيّه چشم از قبح آنها پوشيده مىشود و آن قبايح را به اعتقاد حَسَن به جاى مىآورد و جزم به فسق اين نحو شخصى مشكل است و حكم بطلان صلات به اقتداء به او بى شبهه نيست.
امّا چون ثمره فسق و عدم عدالت در وى متحقّق است و كمان تقصير و عدم مبالات تام به شرع شريف به واسطه ضعف شبهى كه موجب اين اعمال قبيحه او شده متطرّق است اعتماد به نمازى كه با او كرده يا كند نيز بى اشكال نيست مكر آن كه عارفى به فساد متمسّكات او به بيان واضح، فساد آنها را به وى ظاهر سازد و باز او به واسطه داعيه حبّ مذكور و تعامى از حق آن قبايح را به جاى آورد كه در اين صورت دغدغه در فسقش نمىماند و پيش از حكم به فسقش جزماً اكر عادلى بى شبهه به هم رسد اجتناب از اقتداء به او بلكه اجتناب از صحبت و تردّد به او مهما امكن كند و ملازم صحبت عادل عارف بى شبهه شوذ.
واكر عادل يقينى به هم نرسد ترك نماز جمعه با او نكند امّا ظهر را منفرداً- سابقاً يا لاحقاً- به جاى آورد و اكتفا به آنچه با او كرده، نكند.
و آنچه مذكور شد نسبت به جمعى است كه درمقام توجيه و تكفّر در اعمال خودند و ظاهراً دغدغه نباشد در فسق جمعى كه تابع ميل و غضب اند و از آثار و فحواى حال ايشان ظاهر ولايح باشد اتباع هواى نفس و عدم تفكّر در تصحيح افعال و اقوال خود بلكه حَسَن درنظر ايشان آن باشد كه موافق غرض و ميل ايشان باشد و قبيح آنچه مخالف آن باشد و اكر توجيهى براى اعمال خود ذكر كنند غرض حقيقى از آن دفع اعتراض غير باشد.