اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨٧ - شرايط اجابت دعا
|
دزدكى از مارگيرى مار بُرد |
ز ابلهى، آن را غنيمت مىشمرد |
|
|
وا رهيد آن مارگير از زخمِ مار |
مار كُشت آن دزدِ او را زار زار |
|
|
مارگيرش ديد، پس بشناختش |
گفت: از جان مارِ من پرداختش |
|
|
در دعا مىخواستى جانم از او |
كِش بيابم، مار بستانم از او |
|
|
شكر حق را كآن دعا مردود شد |
من زيان پنداشتم، آن سود شد |
|
|
بس دعاها كآن زيان است و هلاك |
وز كَرَم، مىنشنود يزدانِ پاك.[١] |
|
اساساً يك جامعه دينى بايد با دعا و خواندن خداوند، مأنوس باشد و سخن گفتن با خدا را ذوقِ زندگى دينى و چاشنىِ حيات معنوى خود بداند، و صِرفِ اجازه خداوند را بر گفتگوى با او اجابتى شيرين تلّقى كند و هيچ شهدى را جايگزين آن نداند. امام شهيدان، در دعاى عرفه خويش مىفرمايد:
يا مَنْ اذاقَ احِبّاهُ حَلاوَةَ الْمُؤانَسَةَ فَقامُوا بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَمَلِّقينَ.[٢] اى خدايى كه شيرينى انس با خود را به ذائقه جان دوستدارانت چشانيدى تا اينكه تنها در پيشِ روى تو به تملّق ايستادند و جز تو را به چيزى نگرفتند!
و فرزند بزرگوارش امام سجّاد (ع)، در مناجات خويش فرمود:
الهىِ! مَن ذَا الذّى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلًا وَ مَنْ ذَا الَّذى انِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى عَنْكَ حِوَلًا.[٣] خداى من! چه كسى است كه شيرينى دوستى با تو را چشيده و جز تو را خواسته است؟ و چه كسى است كه به نزديكى با تو خوى گرفته و با تو همدم و دمساز گشته و از تو روى گردانيده است؟
«نفْس دعا و گفتگوى با خداوند، از آنجا كه تحوّلى در زندگى و شخصيت آدمى پديد مىآورد، امرى مطلوب و اجابت آن، امرى ثانوى و تبعى است. نيايش، خواه فردى باشد، خواه اجتماعى، تجلّى اشتياق درونى است براى دريافت جوابى در سكوت هراسناك جهان. فرايند منحصر به فرد اكتشافى است كه به وسيله آن، منِ جوينده، در همان لحظه
[١] - مثنوى، دفتر دوم، بيت ١٣٥- ١٤١.
[٢] - مفاتيحالجنان، دعاى عرفه
[٣] - مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى