اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨٨ - شرايط اجابت دعا
كه نفىِ خودى خويشتن را مىكند، به اثبات وجود خويش مىرسد، و به اين ترتيب، ارزش حقّانيت وجود خويش را به عنوان عامل بالندهاى در حيات جهان، اكتشاف مىكند».[١]
آرى! خودِ دعا و گفتگوى با خداوند و خواستن از او، شيوه بندگى است و شايسته است كه بنده، وظيفه بندگىاش را به نيكى انجام دهد و بداند كه استجابت دعا در گِرو حكمت و دانش او و صلاح بنده است.
|
تو بندگى چو گدايان به شرط مزد مكن |
كه دوست، خود روشِ بندهپرورى داند. |
|
(حافظ)
٣. دردمندانه از خدا خواستن
اين شرط از مهمترين شرايط اجابت دعاست كه كمتر بدان پرداخته شده است؛ بدين معنا كه در مقام نيايش، ميل طلب در وجود آدمى بيدار مىشود و همه ذرّات وجودش لبريز از طلب و خواهش مىگردد و هر چه را مىخواهد، در شكل و قواره يك نياز حقيقى مىطلبد و اين نداى او مىشود كه:
|
دست از طلب ندارم تا كام من برآيد |
يا تن رسد به جانان يا جان ز تن برآيد. |
|
(حافظ)
مانند آنكه اگر عضوى از بدن را نيازى پيش آيد ديگر عضوها به مددِ آن برمىخيزند و بىقرار مىشوند و اين، همان حالتى است كه اگر پديد آيد، دعاى آدمى به اجابت مىرسد. چنانكه مىبينيم اگر تشنگى به كسى روى آورد، آثار و نشانههاى آن در چهره او (معده و كبد و حلق و دهان و ...) بروز مىيابد. حتّى اگر در همان حال به خواب رود، در خواب هم آب را مىبيند و در جستجوى آن مىدود؛ چرا كه همه وجودش را عطش فرا گرفته و به راستى احساس نياز مىكند. نيازهاى روحى نيز چنيناند. نيازهاى معنوى، خود جزئى از آفرينشاند كه اگر بروز كنند، همه هستى براى برآوردن آنها به پا مىخيزند؛ چرا كه استجابت، همواره بر وفق دعا و نياز آدمى است و آنچه را كه آدمى بر وفق باورهاى قلبى و حقيقت درونش از خدا مىطلبد،
[١] - احياى فكر دينى در اسلام، ص ١٠٨