اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٨٩ - شرايط اجابت دعا
برآورده مىشود، نه آنچه را به زبان مىآورد و به گفتارش اظهار مىكند. از همين روست كه امير مؤمنان على (ع) فرمود:
انَّ الْعَطِيَّةَ عَلى قَدْرِ النّيِةِ.[١] عطاى خداوند، به قدر نيّت [آدمى] است.
يعنى انسان بايد خدا را به راستى و با همه وجودش بخواند و خويشتن را در برابر خداى دادرسِ دادخواه و برآوردنده نيازِ نيازمندان بيچاره و درمانده ببيند. آن گاه است كه نيازش برآورده خواهد شد:
امَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَّرَّ اذا دَعاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ؟[٢] چه كسى است كه درمانده را، چون او را بخواند، پاسخ دهد و آسيب را از او بردارد؟
|
آن نياز مريمى بودهست و درد |
كه چنان طفلى سخن آغاز كرد |
|
|
جزوِ او، بىاو، براى او بگفت |
جزو جزوت گفت دارد در نهفت |
|
|
دست و پا شاهد شوندت اى رهى! |
مُنكِرى را چند دست و پا نهى؟ |
|
|
ور نباشى مُستحقِّ شرح و گفت |
ناطقه ناطق تو را ديد و بخفت |
|
|
هر چه روييد، از پىِ محتاج رُست |
تا بيابد طالبى، چيزى كه جُست |
|
|
حق تعالى گر سماوات آفريد |
از براى دفعِ حاجات آفريد |
|
|
هر كجا دردى، دوا آنجا رود |
هر كجا فقرى، نوا آنجا رود |
|
|
هر كجا مشكل، جواب آنجا رود |
هر كجا كِشتىست، آب آنجا رود |
|
|
آب كم جو، تشنگى آور به دست |
تا بجوشد آب از بالا و پست |
|
|
تا نزايد طفلكِ نازكْ گلو |
كِى روان گردد ز پستان، شير او؟ |
|
|
رو بدين بالا و پستىها بِدَو |
تا شوى تشنه و حرارت را گِرو |
|
|
بعد از آن از بانگِ زنبورِ هوا |
بانگِ آبِ جُو بنوشى اى كيا |
|
|
حاجت تو كم نباشد از حشيش |
آب را گيرى، سوى او مىكشيش |
|
|
گوشگيرى آب را تو، مىكَشى |
سوى زرعِ خشك تا يابد خوشى |
|
|
زرعِ جان را كِش جواهر مُضَمر است |
ابر رحمت، پرُ ز آب كوثر است |
|
[١] - نهج البلاغة، نامه ٣١
[٢] - نمل، آيه ٦٢