اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٤ - آداب دعا
|
ترس و عشقِ تو، كمندِ لطفِ ماست |
زير هر يا ربّ تو لَبّيكهاست |
|
|
جان جاهل، زين دعا جز دور نيست |
زآنكه «يا ربّ» گفتنش دستور نيست |
|
|
بر دهان و بر دلش قفل است و بند |
تا ننالد با خدا وقت گزند |
|
|
داد مر فرعون را صد ملك و مال |
تا بكرد او دعوى عِزّ و جلال |
|
|
در همه عمرش نديد او دردِ سر |
تا ننالد سوى حق، آن بد گُهر |
|
|
داد او را جمله مُلكِ اين جهان |
حق ندادش درد و رنج و اندُهان |
|
|
خواندن بىدرد از افسردگى است |
خواندنِ با درد، از دلبُردگى است |
|
|
آن كشيدن زير لب، آواز را |
ياد كردن، مبدأ و آغاز را |
|
|
آن شده آواز صافى و حزين |
اى خدا! وى مستغاث و اى معين |
|
|
ناله سگ در رهش بىجذبه نيست |
زآنكه هر راغب، اسيرِ رهزنى است |
|
|
چون سگ كهفى كه از مردار رَست |
بر سرِ خوانِ شهنشاهان نشست |
|
|
تا قيامت مىخورد او پيش غار |
آبِ رحمت، عارفانه بىتغار.[١] |
|
٣. اينكه راه به سوى خدا باز است
اوّلًا راه به سوى خداوند، باز است. ثانياً اين راه، بسيار نزديك است. ثالثاً همه وقت و در هر حال، رفتنِ به سوى خداوند و خواندنِ او و خواستنِ از او بىهيچ واسطهاى براى آدمى مقدور است.
آدمى از همان هنگام كه مورد خطابِ دورباشِ «اهْبِطُوا» قرار گرفت، و به زمين، اين ظلمتسارانِ مادّه و طبيعت، تبعيد شد و از جوار عالم الهى و فجرِ ازّليت به غَسقِ (تاريكى) طبيعت و جوارِ نفس و دنياى غرايز، فرود آمد، مژده باز بودنِ راهِ به سوى خداوند، بدو داده شد:
فَاكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُمْا سَوْآتُهُمْا وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّةُ فَغَوى، ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى، قالَ اهْبِطا مِنْها جَميعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُّوٌ فَامَّا يَأتِيَنَّكُمْ مِنّى هُدىً فَمَنِ اتَّبَعَ هُداىَ فَلا يَضِلُّ وَ
[١] - مثنوى، دفتر سوم، بيت ١٨٩- ٢٠٩.