اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٢ - آداب دعا
انْ اوحَشَتْهُمُ الْغُرْبَةُ آنَسَهُمْ ذِكْرُكَ وَ انْ صُبَّتْ عَلَيهمُ الْمَصائِبُ لَجَأؤا الَى الاسْتِجارَةِ بِكَ، عِلْماً بِانَّ ازِمَّةَ الامُورِ بِيَدِكَ، وَ مَصادِرَها عَنْ قَضائِكَ.[١] بار خدايا! تو نسبت به دوستانت از همه مهربانترى، و بر آنان كه بر تو توكّل كنند، از هر كس ديگر، كارسازتر. درون پرده رازشان را مىبينى، و بر درونهاشان آگاهى، و اندازه بينش آنها را مىشناسى.
پس رازهايشان بر تو آشكار، و دلهايشان در حسرت ديدار تو سوخته است. اگرغربت به وحشتشان افكند، ياد تو آرامشبخش آنهاست، و اگر مصيبتها و پيشامدهاى ناخوشايند بر آنان هجوم آورد، در پناه تو آيند؛ زيرا مىدانند كه زمام همه كارها به دست توست، و هر چه شود، به مشيّت و قضاى توست.
و چون نيازهاى آدمى، تنها از سنخ نيازهاى مادّى و خواهشهاى تن نيست، بلكه نيازهاى روحىاش بيشتر و مهمتر است، و اين نيازها، كه از جمله آنها آرامش جان آدمى است، جز در ارتباط با خداوند حاصل نمىگردد، از همين روست كه بايد بر دعا و نيايش با خداوند، استمرار و تأكيد ورزد، بىآنكه در انتظار شنيدنِ پاسخى از جانب خداوند باشد.
|
اى اخى! دست از دعا كردن مدار |
با اجابت يا ردِ اويت چه كار؟ |
|
|
نان كه سدّ و مانع اين آب بود |
دست از آن نان مىببايد شست، زود |
|
|
خويش را موزون و چُست و سُخته كن |
ز آبِ ديده، نانِ خود را پخته كن.[٢] |
|
حتّى اگر نان و حلوايى و داشتن مقامى جلوى اشك و خشوع قلبى را بگيرد، بايد دست از آنها كشيد و دل بُريد. اگر موهبتهاى دنيايى، مستلزم تيرگى درون است، بايد آنها را ترك گفت؛ چرا كه به مسخ باطن آدمى نمىارزد و بداند كه دعا و نيايش، هميشه براى شنيدن پاسخ نيست، و پاسخ نشنيدن، خود، معنادار است و اساساً خداوند، بندگانش را به درد و رنج و پيشامدهاى ناخوشايند مىافكند تا به درگاهِ او
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٢٢٧
[٢] - مثنوى، دفتر ششم، بيت ٢٣٤٤- ٢٣٤٦.