اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٧٥ - آداب دعا
لايَشْقى.[١] پس، از آن درخت خوردند و شرمگاهشان بر آنها نمودار شد و شروع كردند از برگِ [درختانِ] بهشت بر خود چسباندن (شرمگاه خود را مىپوشاندند). و آدم، پروردگار خويش را نافرمانى نمود. پس راه راست را گم كرد. سپس پروردگارش او را برگزيد و به مهر و بخشايش خويش، بر او بازگشت و توبهاش بپذيرفت و او را راه نمود. گفت: هر دو با هم از آنجا فرو شويد. برخى از شما (آدميان)، دشمن برخى خواهيد بود. پس اگر از سوى من، شما را رهنمونى (كتاب و پيامبر) آمد، هر كه از رهنمونى من پيروى كند، نه گمراه شود و نه به رنج افتد.
آدمى اگر چه بر اثرِ گمراهى و اغفال شيطان، از زيستن در فضاى نور محروم شده و به حضور در فضاى ظلمتِ طبيعت، ناگزير گشته است، ليكن هيچگاه همه راههاى به سوى خداوند به رويش بسته نشده است؛ بلكه خداى تعالى، علاوه بر ميثاقى كه در «الَست» با او بسته است، با فرو فرستادن پيامبران و اولياى خود، دست مهر و بخشايش خويش را به سوى بندگانش دراز كرده و زمينه صعود و عروج دوباره او را به جوار عالمِ الهى فراهم آورده است. شيطان در مقام تهديدِ خداوند، به گمان خود، همه راههاى به سوى خداوند را بسته و آدمى را در محاصره اغفالِ خود قرار داده است، آنجا كه مىگويد:
قالَ فَبِما اغْوَيْتَنى لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ، ثُمَّ لَاتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ ايْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ ايْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهمْ وَ لا تَجِدُ اكْثَرَ هُمْ شاكِرينَ.[٢] گفت:
پس به سبب آنكه مرا به هلاكت افكندى، هر آينه، آنان را در راه راست تو [به كمين] مىنشينم. آن گاه بديشان از پيش روى و از پشت سر و از راست و چپشان در آيم، و [چنان كنم كه] بيشترشان را سپاسگزارِ [نعمت خود] نيابى.
نكته قابل تأمّل و دلانگيزى كه در گفتگوى تهديدآميز شيطان با خداوند، بدان اشارت رفته است، اين است كه در سخن شيطان: «وَمِنْ فَوقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ ارْجُلِهِمْ»، و از فراز
[١] - طه، آيه ١٢١-/ ١٢٣
[٢] - اعراف، آيه ١٦- ١٧