اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٧٠ - برزخ(حدفاصل ميان مرگ و رستاخيز)
پيامبر گرامى ٦ مىفرمايد:
خَلَقَ اللَّهُ الْارواحَ قَبْلَ الْاجْسادِ بِألفَى عامٍ.[١] خداوند، ارواح را دو هزار سال پيش از اجساد، آفريده است.
شيخ مفيد (ره) در شرح عقايد صدوق و نقد نظريّه او مىگويد: آنچه ابوجعفر گفته و روايت نموده است كه «ارواح، دو هزار سال پيش از اجساد، آفريده شدهاند» از احاديث آحاد، و خبرى است كه از طرق افراد نقل شده و مفهوم آن، غير از آن چيزى است كه او تصوّر كرده است؛ زيرا مقصود از ارواح در اين روايات، فرشتگاناند و خداوند، آنان را دو هزار سال پيش از آفرينش انسان، آفريده است. آنان كه پيش از آفرينش انسان، با هم شناسايى يافتند، پس از آفرينش او، به هم پيوستند و آنان كه ناآشنا بودند، پس از آفرينش انسان، از يكديگر جدا افتادند.[٢]
در ميان گروه دوم- كه روح (نفس ناطقه) را «جسمانيّة الحدوث و روحانيّةُ البقاء» مىدانند- افرادى همچون مرحوم صدر المتألهين شيرازى، در صدر قرار دارند. اينان، در اين بحث، حركت جوهرى را پايه و بنيان استدلال خويش قرار دادهاند و مىگويند: «روح (نفس ناطقه) موجودى است مجرد كه از تكامل جسم و تحول مادّه پديد آمده است».
صدرالمتالّهين در اين زمينه مىگويد: اعْلَمْ انَّ نَفْسَ الانْسانِ جِسْمانِيّةُ الحدُوُث وَ روحانيّةُ البقاء، اذَا اسْتَكْمَلَتْ وَ خَرَجَتْ مَنَ الْقُوَّةِ الَى الْفِعْلِ.[٣] بايد دانست كه نفس انسان، موجودى است «جسمانىّ الحدوث»؛ بدين معنا كه در آغاز امر و ابتداى حدوث و تكوّن، از همين مواد و عناصر موجود در اين عالم پديد مىآيد و در اين هنگام، صورتى است قائم به بدن؛ ولى پس از استكمال و خروج از قوّه به فعل و طى مراتب كمال، موجودى «روحانىّ البقاء» مىشود كه در بقاى ذات خويش، نيازى به بدن ندارد؛ بلكه قائم به ذات خويش و فاعل بىآلات و ادوات جسمانى است.
و در جاى ديگر، مىگويد: فَالْحَقُّ انَّ النَّفْسَ الْانسانيّةِ جسمانيّة الْحُدُوثِ وَ التّصرّف وَ
[١] - همان، ج ٦١، ص ١٣٢
[٢] - همان، ص ٨٠
[٣] - شواهد الرُبُوبيّه فى المناهج الّسُلُوكيّه، ص ٢٢١