اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٦٩ - برزخ(حدفاصل ميان مرگ و رستاخيز)
مرگ، براى بندگان با ايمان، رحمت الهى است و براى كفّار، نقمت و عذاب است.
دوم: «نفس ناطقه» انسانى (روح)، پس از مفارقت از بدن، به مرحله تازهاى از زندگى منتقل مىگردد كه در زبان دين، زندگى برزخى ناميده مىشود. بدين معنا كه دوباره به دنيا و سراى تكليف باز نمىگردد؛ بلكه همچنان در عالم موقت برزخ، به سر مىبرد تا اينكه رستاخيز برپاگردد و به سراى جاودانِ آخرت، انتقال يابد. از اين رو، نظريه تناسخ كه بازگشت دوباره ارواح به دنياست، امرى نادرست و مردود است.
فيلسوفان الهى، از دير باز با تكيه بر صفات و ويژگىهاى انسان، جنبهاى غير مادى براى او اثبات كردهاند كه اگر در ثبوت اين بعدِ غير مادى براى حيوانات و گياهان، سخنى يا نزاعى باشد، در مورد انسان، چنين چيزى نيست و قولى اجماعى است. اين بُعد غير مادى را حكيمان «نفس ناطقه» (روح) نام نهادهاند.
نفس ناطقه، موجودى است كه صفات مادّه از قبيل: امتداد، بُعد، زمانى بودن، تغيير، قسمتپذيرى، اشغال مكان و ... را ندارد، ولى صفاتى نظير خود آگاهى، شعور، حافظه و ثبات را داراست. در حقيقت، همين صفتها هستند كه حكيمان الهى را به سوى كشف موجودى غيرمادى، راهبر شدهاند.
دانشمندان و فيلسوفان اسلامى، درباره پيدايش «نفس ناطقه» انسانى (روح) دو نظر دارند: گروهى برآناند كه نفس ناطقه، پيش از بدن آفريده شده و از پس متلاشى شدن آن، همچنان باقى و پايدار خواهد بود. بنا بر اين، نفس ناطقه (روح) در باور اينان، هم «روحانيّة الحدوث» است و هم «روحانيّة البقاء». اما گروهى ديگر، برآناند كه (نفس ناطقه) آدمى همراه با جسمش آفريده مىشود و پيدايش آن نيز بر اثر تطورات نطفه، تحولات متوالى جسم و تكامل نهايى ماده است. از اين رو، مىگويند: نفس ناطقه، «جسمانيّة الحدوث» و «روحانيّة البقاء» است.
در ميان گروه نخستين- كه آفرينش ارواح (نفس ناطقه) را پيش از اجساد مىدانند- افرادى مانند شيخ صدوق (ره) قرار دارند. اين گروه، براى اثبات نظريه خود، به پارهاى از روايات رسيده از پيشوايان دين استشهاد مىكنند.