اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٢٣ - گستره ربوبيت خداوند
نيازمند ديگرى باشد. معلول يا مخلوق، عين حاجت به علّت يا خالق است؛ يعنى پيش از آفرينش و حدوث، چيزى نيست كه نيازمند باشد يا نه؛ بلكه هستىهاى امكانى، از بالاترين و شريفترين و شديدترين تا پايينترين و پستترين و ضعيفترين آنها- كه در دو حاشيه صدر و ذيل جهان امكان، قرار دارد- همگى، عين ربط و تعلّق و فقر و نادارىاند.
مرحوم صدر المتالّهين در اين باره مىگويد: انَّ العاقِلَ اللَّبيبَ يَفْهمُ ... انَّ جميعَ الوجوداتِ الامكانيّةِ وَ الْا نّيّاتِ الْارتباطيَّةِ التَّعَلُّقِيِّةِ اعتباراتٌ و شؤونٌ للموجود الواجبى، وَ اشِعَّةٌ وَ ظِلالٌ لِلنُّورِ الْقَيُّومى، لا اسْتِقلْالَ لَها بِحَسَبِ الْهُوِيّة. وَ لايُمْكِنْ مُلاحَظَتُها ذَواتاً مُنْفَصِلَة وَ انّياتٌ مُسْتَقِلِّةٌ، لِانَّ التَّابِعِيَّةَ وَ التَّعَلُّقَ وَ الْفَقْرَ وَ الْحاجَةَ عَيْنُ حَقايِقها، لا انَّ لَها حَقايِقُ عَلى حِيالِها عَرَضَ لَها التَّعَلُّقُ، فَلاحَقايقَ لَها الّا كَونُها تَوابِعَ لِحَقِيقَةٍ وَاحِدَةٍ، فَالحَقِيقَةُ وَاحِدَةٌ، وَ لَيْسَ غيرُها الّا شُؤونُها وَ فُنُونُها وَ حَيثِيّاتُها وَ اطْوارُها وَ لَمَعاتُ نُورِها وَ ظِلالُ ضَوئها و تجلّياتُ ذاتها: كُلُّ ما فِى الْكَوْنِ وَ همٌ او خِيالٌ/ اوْعكُوسٌ فِى المرايا، اوْظِلالٌ.[١]
انديشمند فرزانه مىفهمد ... كه همه وجودهاى امكانى و هستىهاى ارتباطى و وابسته، اعتبارات و شئون وجود واجب، و شعاعها و سايههاى نور قيّومىاند، و به لحاظ هويّت، با قطع نظر از مبدأ قيّوم، هيچ گونه هويّتى ندارند؛ چراكه تبعيّت و وابستگى و نياز و نادارى، عين هويّت آنهاست؛ نه اينكه حقايقى باشند كه داراى وابستگى و ارتباطاند.
از اين رو، حقيقت و هويّتى جز تبعيت و وابستگى نسبت به آن «حقيقت يگانه»، ندارند. پس حقيقت، يكى بيش نيست و جز او هر چه هست، شئون و حيثها و طورهاى گوناگون و پرتوهاى آن نور حقيقى و سايهها و جلوههاى آن ذات مقدّساند. [و به گفته عارف عبدالرحمن جامى:] سراسر عالم امكان، اگر امور وهمى و خيالى هم نباشد، ماهيتهايى است كه آينههاى تجليّات و ظهورات، يا سايههاى آن نور حقيقى است.
اينكه ما، هيچ هستيم و همه چيز، اوست يا ما عدم محضيم و وجود حقيقى يگانه، خداوند است، از نكتههاى بسيار ظريف و ژرف و دلانگيزى است كه حكيمان الهى، و بويژه حكيم بزرگ شيراز، در پرتو معارف قرآن كريم و اهل بيت پيامبر اكرم ٦ بدان دست يافتهاند.
[١] - الاسفار الاربعة، ج ١، ص ٧٧