اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٢١ - گستره ربوبيت خداوند
صحيفه دعاى خود را به اين اسم بياراست: «رَبِّ انّى وَهَنَ الْعَظْمُ مِنّى». عيسى روح اللَّه را مائده آسمانى، از ضيافتخانه لطف ربانى، به تقاضاى اين نام رسيد، «رَبَّنا انْزِلْ عَلَينا مائِدَةً مِنَ السَّماء». محمد رسول اللَّه ٦، امت بلند همت خود را، خلعت غفران به اقتضاى اين نام پوشانيد: «غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ الَيكَ الْمَصيرُ». اصحاب كهف، به قوت اين نام به جانب غار اسرار شتافتند: «رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً». حواريان مسيح، به اختصاص اين نام، رتبه خواص انام يافتند: «رَبَّنا آمَنَّا بِما انْزِلْتَ». صحابه نبوى را صفاى آينه دل، به صيقل اين اسم بود: «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا». بر روى تابعين؛ ابوابِ فتح و فتوح، به مفتاح اين نام گشود: «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِاخِواننا». اگر حجاج حرم محرماند، بدرقه نياز ايشان، اين نام است: «رَبّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا». فرزندان صالح، صلاحِ حال خود در دعاى والدين به ذكر اين نام ديدند:
«رَبِّ ارْحَمْهُما». پدران پسنديده، از حضرت عزت، فرزندان گزيده به وسيله همين نام طلب كردند: «رَبِّنا هَبْ لَنا مِنْ ازْواجِنا وَ ذُرّياتِنا قُرَّةَ أَعيُنٍ». از صالحات امم، مادر پاكيزه سيرتِ مريم، صورتِ نذر خود را بدين نام متعلّق ساخت: «رَبِّ انى نَذَرْتُ لَكَ». آسيه زاكيه، بناى خانه جنّت به مدد اين نام، برافراخت: «رَبِّ ابنِ لى عِنْدَكَ بَيْتاً». بِلقيس بى تلبيس، مقدمه اعتذار، بدين نام بزرگوار تمهيد داد: «رَبِّ انّى ظَلَمْتُ نَفْسِى». مريم صافى دل، زبانِ استغراب، بدين نام وافى نصاب گشاد: «رَبِّ انَّى يَكُونُ لى وَلَد». حَمَلَه عرش برين كه زيور صوامع قدساند، سرمايه دعوات و اذكار ايشان، اين نام است: «رَبَّنا وَسَعْتَ كُلَّ شَىءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً». مؤمنان صاحب يقين كه زينت مجامع انساند، پيرايه كار و بار ايشان، همين نام است: «رَبَّنا اغفِرْ لَنا ذُنُوبَنا».[١]
اگر نازى كند، از هم فرو ريزند قالبها
يكى از مسائل بسيار مهم كه در باره اصل «عليّت»، در فلسفه الهى مطرح است، اين است كه آيا معلول، تنها در آغاز وجود، احتياج به علّت دارد يا اينكه اين نياز، در مراحل پس از پيدايش نيز همچنان باقى است؟ منشأ و اساس اين پرسش، از آن روست كه بسيارى از پديدههاى طبيعى و مصنوعى، دوام و استمرار دارند؛ در حالى كه سازنده و تركيب كننده آنها، از ميان رفته است؛ مانند بنايى كه پس از مرگ بنّا و مهندس، بر پاست، يا فرزندى كه
[١] - جواهر التفسير، ص ٥٤٤؛ رَوْحُ الْجِنان وَ روُحُ الْجَنان، ج ١، ص ٤٣