اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٧ - آفرينش آغازين
گشته است.[١] اخْتِراع: الْابتِداعُ وَ الْاختِراعُ: لَفْظانِ مُتَّحِدانِ فِى الْمَعْنى. قالَ الْجَوْهَرىّ:
ابْتَدَعْتُ الشَّىء: اخْتَرَعْتُهُ لا عَلى مِثالٍ. وَ قالَ الزَّمَخْشَرى:[٢] اخْتَرَع اللَّهُ الْاشيْاءَ: ابْتَدَعَها مِنْ غيرسَبَبٍ.[٣] ابداع و اختراع: دو لفظاند داراى يك معنا. جوهرى مىگويد: پديده را ابداع كردم؛ يعنى آن را بىنمونه و بى شباهت آفريدم. زمخشرى در اساس البلاغه مىگويد:
خداوند، چيزها را اختراع كرد؛ يعنى آنها را بىسببِ [مادّى] آفريد.
قدرت: كَوْنُ الْفاعِلِ بِحَيْثُ اذا شاءَ فَعَلَ وَ اذا لَمْ يَشأ لَمْ يَفْعَلْ. هرگاه گفته شود فاعل (كننده كار) داراى قدرت است؛ يعنى داراى صفت و حالتى است كه با داشتن آن، اگر بخواهد، انجام مىدهد، و اگر نخواهد، انجام نمىدهد.
مَشِيَّتْ: اراده، خواست. برخى در تفارق اندكى كه بين مشيّت و اراده هست، گفتهاند:
مشيّت در آدمى، پيش از اراده به معناى خواست باطنى اوست، همچنان كه اراده به هنگام عمل، تحقّق مىيابد و در مورد خداوند، مرحله پيش از فعل را مشيّت مىگويند و مرحله وقوع آن را مرحله اراده مىدانند.
مفاهيمى از قبيل اراده و مشيّت و جز اينها، همه انتزاعى است، نه اينكه خداى تعالى در ذاتش مشيّتى باشد و بعد، ارادهاى تحقّق يابد، يا اينكه خارج از ذات مقدّس او چيزى به نام مشيت و اراده موجود است.
امام رضا (ع) فرمود:
الْمَشِيِّةُ وَ الْارادَةُ مِنْ صِفاتِ الْافعال، فَمنْ زَعَمَ انَّ اللَّهَ تَعالى لَمْ يَزَلْ مُريداً شائياً فَلَيْسَ بِمُوَحِّدٍ.[٤] مشيّت و اراده، هر دو از صفاتِ فعل الهى است، بنا بر اين، هر كس باور كند كه خداى تعالى از ازل مريد (اراده كننده) و خواهنده بوده، موحّد يكتاپرست نيست.
[١] - همان جا. اشاره به اين نكته نيز لازم است كه واژه« أَيْس» در عربى كهن، به معناى موجود يا حالتِ هستى است و« لَيْس»، مركّب از« لا» و« ايس» به معناى نيست و نيستى و ناموجود است. كِندى بر اين پايه، از واژه« أَيس»، فعل ساخته و بر وزن تفعيل،« تأييس» را آورده است
[٢] - أساس البلاغة، ص ٢٢٥
[٣] - القاموس، ص ٣٢
[٤] - التوحيد، ص ٣٣٨