اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٦ - آفرينش آغازين
كه همه چيز را آفريد، نه از چيزى كه پيش از او باشد و نه بر پايه نمونهاى كه از آن پيروى كند. ابتدع بِقُدرَتِهِ الْخَلْقَ ابْتداء.[١]
امام رضا (ع) در پاسخ عمران صابى فرمود:
بدان كه معناى ابداع و مشيّت و اراده، يك چيز است با سه نام.[٢]
بنا بر آنچه بدان اشاره شد، آفرينش جهان، «ابداعى» است؛ يعنى خداى تعالى، بَديع و پديد آورنده جهانيان است، بىهيچ سابقه هستى، و به تعبير ديگر، آفريننده جهان است.
از هيچ، بدون نمونه پيشين. گويى شكافتن پرده عدم و سر برآوردن هستى از آن يا روشن شدن نور در فضاى تاريك.
نكته
از آنجا كه مسئله ابداعى بودن آفرينش، از مسائل مهم و عميق در الهيات است، درك آن، بسيارى از متفكّران را در هالهاى از ابهام و حيرت، فرو برده است. از اين رو، برخى پنداشتهاند كه تصادف نيز به لحاظ اينكه موجوديت پديده تصادفى بىسابقه هستى است، همچون ابداع است، در حالى كه تفارق بسيار اساسى و گوهرى بين اين دو امر (تصادف و ابداع) وجود دارد كه به هيچ وجه، درخورِ قياس با يكديگر نيستند؛ چرا كه پديده تصادفى با اينكه معلول و حادث است، با فرض نبودِ علّت فاعلى (پديد آرنده) است. از اين رو، وجودِ چنين معلولى، محال و ناممكن است.
امّا در «ابداع»، پديده بديع و نو، بىسابقه علّت مادّى است؛ يعنى خداى «بديع»، پديد آورنده كائنات هستى است، بىسابقه مادّه و زمان و مكان و بىتقليد از آفريننده ديگر.
اگر در نگاهِ سطحى و آغازين، تصوّر آن، بويژه در قلمرو طبيعت، تا حدودى دشوار است؛ ولى با تامّل و دقّت، نه تنها قابل تصوّر، بلكه درخور تصديق و اذعان است؛ همچنان كه يعقوب بن اسحاق كِندى (١٨٠- ٢٥٩ ق)، نخستين فيلسوف مسلمان، در تعريف «ابداع» مىگويد: ابداع، پديد آوردن چيزى از هيچ است.[٣]
و در جاى ديگر مىگويد: فعل نخستين خداوند، ايجاد (تأييس) موجودات از هيچ است، و آشكار است كه اين فعل، ويژه خداوند است كه پايانِ هر علّتى است. پس ايجاد موجودات (أيسات) از هيچ (ليس) از كسى جز او بر نمىآيد، و اين فعل با نام ابداع، ممتاز
[١] - دعاى اوّل امام سجّاد( ع) در دعاى مورد بحث
[٢] - التوحيد، ص ٤٣٦
[٣] - دايرة المعارف بزرگ اسلامى، ج ١، ص ٣٧٣