اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٩ - آفرينش آغازين
مشيّت و خواست برگشتناپذير او- كه بيرون از ذات و وصفِ فعل اوست- ارتباط مىدهد؛ بلكه حدود وجودى و هندسه هستى- بنا بر اينكه خلق به معناى تقدير نيز باشد- و همچنين گسترش همواره آنها و تحوّلات و دگرگونىهاى غايى را كه در مسير هستى خويش دارند، تماماً به تقدير و هدايت خداوند مىداند.
از ديدگاه اسلام، جهان را خداوند آفريده است و همو، آن را حفظ و تدبير مىكند و سرانجام نيز جهان به سوى او باز مىگردد. يكى از معانى «الأَوّلِ بلأَاولٍ و الآخرِ بلاآخرٍ»- كه امام (ع) در آغاز ستايش، خداوند را با آنها ستود- اين است كه خداوند، مبدأ و منتهاى جهان است؛ يعنى كلّ جهانى كه ما مىشناسيم و مىتوانيم آن را به تجربه دريابيم و آنچه را كه بيرون از قلمروِ دركِ ماست، هم آفريده خداست، و هم آغاز و پايانى دارد، كه آغازِ آن با فرمانِ «كن فيكون. باش پس هست مىشود»، نشئت يافته است و به او نيز باز مىگردد: «انَّا للَّهِ وَ انَّا الَيْهِ راجِعونَ. ما از آنِ خداييم و به سوى او باز مىگرديم».
اين جمله، نه تنها زبان گوياى فطرتِ انسان است، بلكه اقرارى كيهانى و متعلّق به كلّ هستى است كه بر همه چيز، برگ درختان، سينه كوهها، ژرفناى درياها و اقيانوسها، و بر چهره دلرباى آسمانهاى پرستاره، نقش بسته است:
انَّ قَوْلنا: «انَّا للَّهِ» اقرارُ عَلى انفُسِنا بِالْمُلْكِ، وَ قَوْلَنا: «وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ» اقرارٌ عَلى انْفُسِنا بِالْهُلْكِ.[١] «انّا للَّهِ»، اعتراف ما بر آن است كه ما مملوك خداييم و از خداييم، و «وَ انَّا الَيْهِ راجِعُونَ»، اعتراف ما بر فنا و بازگشت ما به سوى اوست».
در حقيقت، جهان، يك نظم مستقل از واقعيت خداوند نيست؛ بلكه در هر لحظه و لَمحه از وجودش بر نگهبانى و حمايت الهى متّكى است كه: «اگر نازى كند، در هم فرو ريزند قالبها». علاوه بر اين، قوانين و انسجام و نظم آن، همه و همه، از قدرت و مشيّت خداوند، نشئت مىگيرد.
انسجام و همسازى حيرتانگيز نظم مخلوق، بازتابى از توحيد خداوند و ظهورِ آن يگانه در جهان تعدّد و تكثّر است. حتّى در مقام تبيين مرزِ توحيد و شرك گفته شده است
[١] - نهج البلاغة، حكمت ٩٩