اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٣ - سرشت دلها بر ربوبيت خداوند
نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ»[١] وَللَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ.[٢] الحاد، در اصل به معناى انحراف، بيزارى و برگشت از چيزى و مايل شدن به زور و ستم است. سپس به طعن و سرزنش و شماتت كسى از دين نيز گفته شده است؛ گويى هر گاه كسى دينى را سرزنش مىكند، از آن برگشته و بيزارى جُسته است.
الحاد دو گونه است، گونه نخست، شرك به خداوند است، كه مخالف با ايمان و مايه تباهى آن است: «و هركه در آنجا (مسجدالحرام) كجروى و ستمكارى- آزار مردم- خواهد، او را عذابى دردناك بچشانيم. و گونه دوم، پايههاى ايمان را سست مىكند، ليكن تباه نمىسازد: «و نيكوترين نامها خداى راست، پس او را بدانها بخوانيد؛ و كسانى را كه درباره نامهاى او به كژى ميل مىكنند- يا به گفت و گو و ستيزه مىپردازند- واگذاريد. به زودى [به سزاى] آنچه مىكردند، كيفر داده شوند.
راغب مىگويد:
الشّك: اعتدالُ النَّقيضينِ عِنْدَ الانسانِ وَ تساويها، و الشّكّ ضَرْبٌ مِنَ الجهلِ. شك، بينابينى و برابرى دو نقيض است، و خود، نوعى جهل است.
شَكَّ فى الامر: كار بر او مشتبه شد، پس در آن ترديد كرد، و دو دلى و بدگمانى را نيز مىگويند. در برابر قطع و يقين است. وقتى گفته مىشود: بدون شك، يعنى به طور قطع، بى شبهه. لايَتَطرَّقُ اليه الشَّكُّ: مطلب ترديدناپذير.
در قرآن كريم آمده است:
فَإِن كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ.[٣] پس اگر در آنچه به تو فرو فرستاديم، شك دارى، از آنها كه كتابِ [آسمانىِ] پيش از تو را مىخوانند، بپرس [كه نشانههاى حقّانيت قرآن در آن كتابها هست] هر آينه، حق از سوى پروردگارت به [جانب] تو آمد. پس، از شك كنندگان مباش.
[١] - حج، آيه ٢٥
[٢] - اعراف، آيه ١٨٠
[٣] - يونس، آيه ٩٤