اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - سرشت دلها بر ربوبيت خداوند
بى فاقَةٌ الَيكَ لا يَجْبُرُ مَسْكَنَتَها الّا فَضْلُكَ، وَ لايَنْعَشُ مِنْ خَلَّتِها الّا مَنُّكَ وَ جُودُكَ. فَهَبْ لَنا فىِ هذا الْمَقامِ رِضاكَ، وَ اغْنِنا عَنْ مَدِّالْايدى الى سِواكَ، انَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَدِيرٌ.[١] بار الها! تو شايسته توصيف هر چه زيباترى، و درخورِ آنى كه فراوانت بستايند. اگر بر كسى آرزو توان بست، تو بهترين كسى، و گرامىترينى براى اميد بستن، اگر به تو اميد بسته شود. بار الها! به من از نعمت خود، چندان ارزانى داشتهاى كه نيازى به ستودن جز تو نيست، و جز بر تو ثنا نگويم. كسانى را نستايم كه مرا نوميد گردانند و گمان باشد كه بر من، درِ احسان نگشايند. تو زبان مرا از ستايش آدميان، نگاه داشتى و از ثناى موجودات در امان نهادى. بار خدايا! هر كس سخنى در مدح كسى گويد، به جزا يا پاداشى چشم دارد، و من بر تو اميدم آن است كه مرا به اندوختههاى رحمت و گنجينههاى آمرزش خود، رهبرى كنى. بار الها! اين جايگاه كسى است كه تو را به يكتايى، كه ويژه توست، مىستايد و جز تو كسى شايسته اين گونه سپاسها نيست، و مرا به تو نيازى است كه جز به فضل و رحمت تو جبرانپذير نيست، و سختى آن را جز عطا و جود تو از ميان نبرد. در اين مقامِ مناجات، خشنودى خود را به ما ارزانى دار، و از اينكه دست حاجت جز به درگاه تو دراز كنيم، ما را بىنياز كن كه تو بر هر كارى توانايى.
الحاد (بد كيشى)
درباره معناى الحاد، آمده است: الْالْحادْ: فى الاصل الميل و العدول عن الشىء، ثم قيل: الْحَدَ الرّجلُ فى الدّين: اذا طعن فيه كَانّه عدل عنه. وَ قالَ ابوعبيدةُ: الْحَدَ الحاداً جادَلَ و مارى.[٢] الالحادُ ضربان: الحادُ الَى الشّرك باللَّه، و الَى الشِّرك بالاسباب. فالاوّلُ ينا فى الايمان و يُبْطِلُهُ. و الثانى: يُوهِنُ عَراهُ و لا يُبطِلُهُ، و مِنْ هذا النحو قولُه «وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ
[١] - نهج البلاغة، خطبه ٩١
[٢] - مفردات، ص ٧٣٧