اسرار خاموشان (شرح صحيفه سجاديه) - خلجي، محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - آفرينش آغازين
اينكه حضرت مىفرمايد: «هر كس باور كند كه خداى تعالى از ازل مريد و خواهنده بوده، يكتا پرست نيست»، اشاره بدين معناست كه اراده و مشيّت، يك حقيقت است كه به لحاظ مفهوم با يكديگر تفاوت دارند و اين دو، وصفى خارج از ذات و عارض بر ذاتاند.
از اين رو، خداى تعالى، آنچنان كه به صفات ذاتىاش موصوف مىشود، به اراده و مشيّت، موصوف نمىگردد؛ چرا كه ذات اقدس او به دور از تغيير و دگرگونى است، و با عروض عوارض (عرضها) دگرگون نمىشود. پس اراده و مشيّت، وصف فعلاند نه وصف ذات، و از فعل او انتزاع و تفكيك يافتهاند، و اينكه گفته مىشود: خداوند، اراده كرده است كه كارى را انجام دهد؛ بدين معناست كه اگر انجام داد، با آگاهى به مصلحتى كه در آن بود، انجام داد و مىدانست كه مصلحت انجام دادن آن، از مصلحت ترك آن بيشتر است و يا اينكه اسباب تحقّق آن را با آگاهى از مصلحت آن فراهم نموده است؛ و چون اراده بدان معنايى كه در آدمى است، با اراده در خداوند، تفاوت دارد، از اين رو، اگر كسى بگويد:
خداوند، لايزال و همواره خواهنده بوده، معناى سخنش اين است كه: جز ذات خداوند، چيزى ازلى بوده، كه آفريده او نبوده است، بلكه همواره با او بوده است، و اين، با توحيد خداوند، ناسازگار است: «كان اللَّهُ و لم يكن معه شىء».[١]
آفرينش گستره قدرت و مشيّت خداوند
با توجّه به اينكه «خَلْق» در سخنِ امام (ع) به معناى جهانيان است، آفرينش خداوند، يك امرِ عمومى و شامل است؛ يعنى بر همه چيز جهان، از كوهها تا افلاك و آسمانها و تا زمين و هر چه در آنهاست، و از جنبندگان و فرشتگان و افراد انسان و اساساً هر چيزى كه بهرهاى از هستى دارد (غيب و شهود)، از مرزِ «عدم» تا برترين آفريده خداوند، گسترش يافته است و هيچ آفريدهاى نيست، جز آنكه به قدرت و مشيّت و خواست او هستى يافته است، بويژه با آمدنِ دو مصدرِ «إبتداعاً» و «إختراعاً» بر تحقّق اين نسبت، تأكيد شده است و جوهره ذات موجودات را به خداى تعالى و قدرت بىمنتهاى او كه عينِ ذات اوست- و
[١] - الميزان، ج ١٤، ص ٣٦٤