راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٦٤ - بيان عذاب قبر
نفس خويش چيره كرده و به مال و املاك و آبرو و فرزند و خويشاوندان و آشنايان خود سخت دوستى مىورزيده است و اگر همه اينها در دوران زندگىاش از او گرفته مىشد و اميدى به بازگشت آنها نداشت به گمان تو حالش بر چه منوال بود جز اين است كه بد بختى و عذابش بس بزرگ بوده و آرزو مىكند كاش هرگز مالى يا آبرويى نمىداشتم تا از فراق آنها دچار آزار و اذّيت نمىشدم. بنابراين مرگ عبارت از يك باره جدا شدن از همه محبوبهاى دنيوى است.
ما حال من كان له واحد *** غيّب عنه ذلك الواحد«١»
پس حال كسى كه جز به دنيا شاد نمىشود چگونه خواهد بود هنگامى كه آن را از او بگيرند و به دشمنانش بسپارند و حسرت آنچه از نعمتهاى آخرت از او فوت شده و دريغ و افسوس محجوب ماندن از حقّ تعالى نيز بر حسرت و اندوه او افزوده شود چه دوستى غير خدا انسان را از لقاى او محجوب و از تنعّم بدان محروم مىكند. بنابراين درد جدايى از همه محبوبها و حسرت از دست دادن نعمتهاى آخرت تا ابد الآباد، و خوارى طرد و محجوب ماندن از لقاى پروردگار پياپى بر او مستولى مىشود و اينها چيزهايى است كه او بدانها معذّب مىگردد و به دنبال آتش فراق آتش جهنّم به سراغ او مىآيد چنان كه خداوند فرموده است: كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ، ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصالُوا الْجَحِيمِ«٢».
امّا كسى كه به دنيا انس نگيرد و جز خدا را دوست ندارد و مشتاق لقاى او باشد هنگامى كه مىميرد از زندان دنيا و تحمّل رنج شهوات آن رهايى يافته و بر محبوب خود وارد مىشود، و موانع و سوانح از او منقطع و نعمتهاى ابدى با ايمنى از زوال آنها به طور كامل براى او حاصل مىگردد، لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ«٣» .
مقصود اين است كه في المثل آدمى گاهى اسب خود را چنان دوست مىدارد كه اگر او را مخيّر كنند ميان اين كه اسبش را از او بگيرند يا آن كه كژدمى او را بگزد صبر بر گزيدن كژدم را اختيار مىكند، در اين صورت درد فراق اسب براى او بزرگتر از درد گزيدن كژدم است چه اگر از او گرفته شود محبّت آن او را مىگزد. از اين رو بايد آدمى آماده اين گزيدنها شود زيرا مرگ اسب، مركب، خانه، املاك، زن، فرزند، دوستان، آشنايان، آبرو و منزلت وى بلكه
«١» چگونه است حال كى كه او را يكى است » وآن يك از اودورى گرفته است .
«٢» مطففين / ١٥ و ١٦: آرى براى مث لاين بايد تلاش كنندگان بكوشند.
«٣» صافات / ٦١، آرى براى مثل اين بايد تلاش كنندگان بكوشند.