راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٣٤ - باب چهارم در وفات پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله
است. على عليه السّلام به آن حضرت نزديك شد به حدّى كه در زير رو انداز او قرار گرفت: سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله دهانش را بر گوش على عليه السّلام گذاشت و مدتى دراز با او آهسته سخن گفت تا آنگاه كه روح پاكش از قفس تن رهايى يافت. و آن حضرت هر زمان جامه خواب را از صورتش بر مىداشت به جبرئيل عليه السّلام مىنگريست و مىفرمود: اين حبيب من چرا به هنگام سختيها مرا ترك كردهاى و جبرئيل مىگفت: اى محمّد إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ«١»، كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ«٢».
سپس جبرئيل گفت: اى فرشته مرگ سفارش خداوند را درباره روح محمّد رعايت كن.
در آن لحظه كه پيامبر صلّى الله عليه و آله به عالم باقى شتافت دست على عليه السّلام در زير چانه او بود و روح شريف آن بزرگوار در دست او سرازير شد و او آن را به صورت خود كشيد سپس آن حضرت را رو به قبله خوابانيد و چشمانش را بست و پس از آن به آهستگى خود را از درون بستر خواب آن حضرت بيرون كشيد در حالى كه مىگريست و به حاضران گفت: خداوند پاداش شما را در مرگ پيامبرتان بزرگ گرداند چه روح او را قبض فرمود.
راوى مىگويد: در اين هنگام آواز مردم به گريه و شيون بلند شد. سپس امير مؤمنان عليه السّلام فضل بن عبّاس را فرا خواند و به او دستور داد پس از بستن دستمالى بر روى چشمانش با دادن آب به او كمك كند سپس آن حضرت را مطابق وصيّت او غسل داد و چون از غسل او فارغ شد حنوط كرد و كفن فرمود: در اين موقع اصحاب و اهل بيت پيامبر صلّى الله عليه و آله در اين كه كدام زمين بهتر است تا در آن دفن شود اختلاف كردند. امير مؤمنان عليه السّلام فرمود: من پيامبر صلّى الله عليه و آله را در خانهاى كه در آن قبض روح شده به خاك مىسپارم. پس از آن عبّاس بن عبد المطلّب براى كندن قبر كسى را نزد ابو عبيدة بن جرّاح كه گور كن مردم مكّه بود و طبق معمول آنها لحد براى مردگان حفر مىكرد فرستاد، و على عليه السّلام يزيد بن سهل را اعزام كرد تا در حجره پيامبر صلّى الله عليه و آله لحدى برايش حفر كند، سپس على عليه السّلام جسد مقدّس پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله را بر روى تخت او در كنار قبرش قرار داد، و پس از آن به تنهاييى بر او نماز گزارد و هيچ كس در اين نماز با او شركت نداشت چه مسلمانان در اين گفتگو بودند كه چه كسى در نماز بر او امامت كند و در كجا جسد آن حضرت دفن شود. آنگاه امير مؤمنان عليه السّلام به سوى كسانى از بنى هاشم و مهاجران و انصار كه در مسجد بوده و در سقيفه حاضر نشده بودند آمد و فرمود: همانا پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله چه زنده باشد و چه مرده رهبر و پيشواى ماست اكنون دسته دسته وارد شويد و بر او
«١» زمر / ٣٠: تو مى ميرى آنها نيز خواهند مرد.
«٢» عنكبوت / ٥٧: هر نفسى چشنده مرگ است .