راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٥ - بيان حقيقت اخلاص
خلوت نيكو ادا كرده تا در پيش مردم آن را نيكو به جا آورد و ميان آنها تفاوتى نگذاشته است ليكن او هم در خلوت و هم در پيش روى خلق توجهش به مردم است در حالى كه اخلاص آن است كه براى آدمى تفاوت نكند كه بهايم تماشاگر نماز او باشند يا خلايق و او همچنان بر يك روش باشد. امّا گويا نفس اين شخص به وى اجازه نمىدهد كه در پيش روى مردم نماز را بد بگذارد آنگاه شرم مىكند كه در زمره رياكنندگان قرار گيرد و گمان مىكند با يكسان خواندن نماز در خلوت و در پيش روى مردم ريا را از عمل خود زدوده است. ليكن هيهات! چه رياء زمانى زدوده مىشود كه او در نهان و آشكار به مردم توجهى نداشته باشد چنان كه به جمادات توجه ندارد در حالى كه اين شخص انديشهاش هم در نهان و هم در آشكار به خلق مشغول است و اين خود از مكرهاى پنهانى شيطان است.
درجه چهارم- كه دقيقتر و پوشيدهتر است آن است كه به هنگامى كه مشغول نماز است مردم به او بنگرند و شيطان نتواند به او بگويد: به خاطر اين مردم در نماز خشوع كن چه مىداند كه او اين حيلهاش را دريافته است لذا شيطان به او مىگويد: در جلال و عظمت خداوند و كسى كه در پيش روى او ايستادهاى بينديش، و شرم كن از اين كه خداوند به دلت نظر كند و تو از او غافل باشى. از اين رو دلش را حاضر و اعضايش را خاشع مىكند و گمان مىكند اين عمل اخلاص است در حالى كه مكر و فريب است، چه اگر خشوعش به سبب توجه به جلال الهى است بايستى اين توجه در خلوت نيز ملازم حال او باشد و حضور آن در خاطرش به حالت حضور غير او اختصاص نداشته باشد.
نشانه ايمنى از اين آفت آن است كه آنچه را در خلوت به دلش خطور مىدهد همان باشد كه در پيش روى مردم به خاطرش مىآورد و حضور غير سبب حضور اين خطورات نباشد چنان كه وجود حيوانى سبب آن نخواهد شد. لذا مادام كه در احوال او از مشاهده انسان و مشاهده حيوان تفاوت روى مىدهد هنوز از صفاى اخلاص بدور بوده و باطنش به شرك رياى خفىّ آلوده مىباشد. و چنان كه در حديث آمده است«١»: «اين شرك در دل فرزند آدم از حركت مورچه سياه در شب تاريك بر روى سنگ سخت پوشيدهتر است.»
كسى از شيطان مصون مىماند كه بدقّت نظر كند و به عصمت و توفيق و هدايت حق تعالى سعادت يابد و گرنه شيطان پيوسته ملازم حال كسانى است كه براى عبادت الهى آستين بالا زدهاند، و لحظهاى از آنها غفلت نمىكند تا در هر حركتى از حركات حتى در سرمه كشيدن و
«١» بارها در بخش ((علم )) و جز آن ذكر شده است .