راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٩٣ - فضيلت كوتاهى آرزو
نمايان گرديده در گوش او ندا شد يا بهشت يا دوزخ در اين هنگام به حال خود مىنگرد كه او هم مانند آنها و غفلت او مانند غفلت آنهاست و بزودى عاقبتش مانند عاقبت آنها خواهد بود.
ابو الدّرداء گفته است: هنگامى كه مردگان را به ياد مىآورى خود را يكى از آنان شمار.
ابن مسعود گفته است: خوشبخت كسى است كه از ملاحظه غير خود پند گيرد.
عمر بن عبد العزيز گفته است: آيا نمىبينيد همه روزه در بامداد و شامگاه كسانى را براى گسيل به سوى خدا مجهّز مىكنيد و در شكافى از زمين مىگذاريد، در حالى كه آنها خاك را بالين خود كرده و دوستان را پشت سر گذاشته و از اسباب بريدهاند؟
ملازمت اين افكار و امثال اينها ضمن رفتن به گورستانها و مشاهده بيماران موجب تازه شدن ياد مرگ در دل است تا آن جا كه ياد آن بر دل استيلا مىيابد و مرگ نصب العين او مىشود. در اين هنگام اميد است كه انسان خود را براى آن آماده سازد و از سراى غرور پهلو تهى كند و گرنه ذكر با ظاهر دل و سر زبان در پرهيز دادن و بيدار كردن سودش اندك است.
بارى سزاوار است كه هر زمان انسان دلش به چيزى از دنيا خوش شود بيدرنگ به ياد آورد كه از جدايى از آن چارهاى نيست.
ابن مطيع روزى به سراى خود نگريست، از زيبايى آن خوشش آمد گريست و گفت: به خدا سوگند اگر مرگ نبود من به تو خوشحال بودم، و اگر سرنوشت ما تنگناى گور نبود چشم ما به دنيا روشن مىشد، سپس سخت گريست به طورى كه صداى گريهاش بلند شد.
باب دوم در درازى آرزو و فضيلت كوتاهى آن و سبب درازى آرزو و درمان آن
فضيلت كوتاهى آرزو:
پيامبر صلّى الله عليه و آله به عبد الله بن عمر فرمود: «چون بامداد كنى از شبانگاه با خود سخن مگو و آنگاه كه شام كنى با خود سخن از بامداد مكن، و از دنياى خود براى آخرتت، و از زندگانى خود براى مردنت، و از سلامت خود براى بيمارىات بهره گير، چه تو اى عبد الله نمىدانى فردا نام تو چه خواهد بود«١».»
«١» يعين : زنده يا مرده اى ، ابن حبان آن را نقل و بخارى آن را در آخر حديث : ((در دنيا چنان باش كه گويا غريبى )) از قول ابن عمر روايت كرده است .