راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٦٧ - بيان چگونگى تفكّر در مخلوقات خداوند
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا«١». اكنون كه طريق تفكّر در نفس خويش را شناختى در زمينى كه قرارگاه تو است بينديش پس از آن در نهرها و درياها و كوهها و معدنهاى آن و سپس نظرت را متوجه بالا كن و به ملكوت آسمانها بنگر.
اما زمين، يكى از آيات حق تعالى آن است كه زمين را فراش و مهاد يعنى بستر و هموار آفريده و در آن راههاى گشاد و روشن قرار داده و آن را مطيع و رام و ساكن و بى حركت گردانيده تا بر پشت آن راه روند، و كوهها را در آن استوار كرده تا همچون ميخهايى مانع جنبيدن آن شوند. آنگاه جوانب آن را وسيع و پهناور كرد به طورى كه آدميان از رسيدن به اطراف آن ناتوان مىشوند هر چند عمرشان زياد و گردش آنها بسيار باشد. خداوند فرموده است: وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ«٢» و نيز: هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا في مَناكِبِها«٣» و نيز: الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً«٤».
خداوند در كتاب خود زياد زمين را ذكر كرده است تا در شگفتيهاى آن تفكّر شود، زيرا برون آن قرارگاه زندهها و درون آن جايگاه مردههاست. از اين رو فرموده است: أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً، أَحْياءً وَ أَمْواتاً«٥»، به زمين در هنگامى كه مرده است بنگر كه چون آب بر آن فرود آيد به جنبش در مىآيد و فزونى مىيابد و سرسبز مىشود و گياهان شگفت آور از آن مىرويد و انواع جانوران از آن بيرون مىآيند. سپس بنگر چگونه اطراف زمين با كوههاى استوار و سر بر افراشته و سخت و صلب محكم كرده و چگونه در درون آنها آبها را به وديعت نهاده و در ظاهر آنها چشمهها و نهرها را جارى ساخته است به طورى كه از ميان سنگ خشك و خاك تيره آب زلال صاف و گوارا بيرون آورده و همه چيز را بدان زنده گردانيده«٦»
«١» فرقان / ٤٤: آنها فقط همچون چهر پايانند بلكه گمراهتر.
«٢» ذاريات / ٤٨: ما آسمان را با قدرت بنا كرديم و همواره آن را وسعت مى بخشيم ، و زمين را گسترديم و چه خوب گستراننده ايم .
«٣» ملك / ١٥: او كسى است كه زمين را براى شما رام كرد، بر شانه هاى آن راه برويد.
«٤» بقره / ٢٢: كسى كه زمين را بستر شما قرار داد.
«٥» مرسلات / ٢٥ و ٢٦: آيا زمين را مركز اجتماع انسانها قرار نداديم ، هم در حال حياتشان و هم مرگشان بيضاوى در تفسير خود گفته است ((كفاتا)) ممكن است به معناى كافته باشد كه اسم است براى چيزى كه جمع شود و بپيوندد مانند ضمام و جماع يا مصدر باشد كه صفت واقع شده يا جمع كافت باشد مانند صائم و صيام يا جمع كفت است كه به معناى ظرفى است كه اب آن بر روى زمين خالى شود و اين به اعتبار نواحى مختلف زمين است .
«٦» شايد منظورش آيه : و جعلنا من الما كل شى حى باشد پوشيده نيست كه معناى آيه اين است كه خداوند هر چيز زنده اى را از آب قرا رداده نه آن كه هر چيزى را از آب زنده گردانيده است در كتابهاى الاحياء چاپ ايران و مصر و هند عبارت بدين گونه است : و جعل به كل شى حى آمده يعنى : هر چيز زنده اى را بدان وابسته قرار داده است و درست همين است .