راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٢٣١ - مرابطه ششم در نكوهش و سرزنش نفس است
اى نفس واى بر تو، از آخرت كه رو به سوى تو مىآورد اعراض مىكنى و به دنيا كه از تو رو گردان است رو مىآورى، چه بسا كسى كه روز را ديدار كرد و آن را به پايان نرسانيد. و بسا كسى كه آرزومند فردا بود و آن را درك نكرد، و تو همه اينها را در برادران و خويشاوندان و همسايگانت مىبينى و حسرت و اندوه آنها را به هنگام مردن مشاهده مىكنى ليكن از جهالت خود باز نمىگردى.
اى بيچاره از روزى كه خداوند به ذات خود سوگند ياد كرده كه در آن روز بندهاى را كه در دنيا امر و نهى كرده رها نكند جز اين كه از عمل او اعمّ از كوچك و بزرگ و نهان و آشكار بپرسد بپرهيز. و بنگر كه با كدام بدن در پيشگاه او مىايستى و به چه زبانى به او پاسخ مىدهى و براى پرسشهاى او پاسخهاى درستى آماده ساز. در روزهاى كوتاه بقيّه عمر به سود روزگار دراز آخرت، و در سراى فنا براى سراى بقاء، و در ديار اندوه و رنج براى ديار نعيم جاويد كار كن. آرى كار كن پيش از آن كه نتوانى كار كنى و از دنيا همچون آزادگان به اختيار بيرون آى پيش از آن كه تو را به اضطرار از آن بيرون آرند، و به خوشيهاى دنيا كه برايت ميسّر مىشود شادمان مباش، زيرا چه بسا شادمانى كه مغبون است و بسا مغبونى كه به غبن خود آگاه نيست. واى بر كسى كه واى بر اوست و نمىداند، مىخندد، شادى مىكند، مىخورد، مىآشامد و بازى مىكند در حالى كه در كتاب خدا محقق مىباشد كه او هيزم جهنّم است.
لذا اى نفس! بايد به دنيا با نظر عبرت بنگرى و از روى ناچارى تلاش كنى، و به ميل و اختيار آن را از خود برانى، و در كار آخرت سبقت بجويى. از جمله كسانى مباش كه از شكر آنچه به او داده شده ناتوان مىباشد و در همين حال زياده بر آن را خواهان است، مردم را از ارتكاب منكر نهى مىكند ليكن خود از آن دست باز نمىدارد. بدان براى دين عوضى، و براى ايمان بدلى و براى تن جانشينى نيست، و آن كه مركب رهوارش شب و روز است او را بى اختيار مىبرند هر چند مايل به رفتن نباشد.
بنابراين اى نفس از اين موعظه پند گير و اين اندرز را بپذير، چه آن كه از موعظه روى گرداند به آتش خشنود مىباشد و گمان نمىكنم تو به آتش خرسند باشى و يا اين پندها را بپذيرى. لذا هرگاه قساوت تو را از پذيرفتن وعظ و اندرز مانع مىشود بايد از مداومت در بيدارى و نماز شب كمك بگيرى، و اگر اين قساوت زايل نشود بر روزه مواظبت كنى، و اگر بر طرف نشود معاشرت و سخن گفتن را تقليل دهى، و اگر زدوده نشود به صله ارحام و لطف و احسان به يتيمان اقدام كنى، و اگر باز هم برطرف نشود بدان خداوند بر دل تو مهر نهاده و