راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٦٩ - بيان حكم عمل مشوب و استحقاق ثواب بر آن
بسيار است و كافرانى كه غنايم در نزد آنها وجود ندارد در دل خود تفاوتى احساس كنند و بعيد است گفته شود كه احساس اين تفاوت ثواب آنها را بكلى از ميان مىبرد بلكه عادلانه آن است كه گفته شود: هرگاه انگيزه اصلى و محرك قوى او اعلاى دين خداست و رغبت در غنيمت بر سبيل تبعيّت است ثواب او از ميان نمىرود. آرى پاداش او هرگز به اندازه پاداش كسى نيست كه به هيچ روى به غنيمت توجهى ندارد، چه اين توجه ناگزير نقصان است.
اگر بگويى: آيات و اخبار دلالت دارد بر اين كه شايبه ريا ثواب را از ميان مىبرد. و طلب غنيمت و تجارت و ديگر لذايذ نيز مشمول همين معناست چه طاووس يمانى و جمعى از تابعين روايت كردهاند: مردى از پيامبر صلّى الله عليه و آله درباره كسى پرسيد كه كارهاى نيك مىكند يا گفت: صدقه مىدهد و دوست دارد كه ستوده و مزد داده شود. آن حضرت به او پاسخى نداد تا آنگاه كه اين آيه نازل شد: فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً«١»، و مقصود او هم مزد و هم ستايش بود.
روايت شده است: مردى اعرابى نزد پيامبر صلّى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: اى پيامبر خدا! شخصى براى اظهار حميّت و غيرت، و يكى براى اظهار شجاعت و ديگرى براى نشان دادن موقعيت خود، در راه خدا پيكار مىكنند، پيامبر صلّى الله عليه و آله فرمود: «كسى كه پيكار كند تا دين خدا غالب شود او در راه خدا پيكار كرده است«٢» و نيز پيامبر صلّى الله عليه و آله فرموده است: «كسى كه براى به دست آوردن چيزى از دنيا هجرت كند بهرهاش همان است«٣».
مىگويم: از طريق خاصّه (شيعه) كافى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه آن حضرت در مسجد به عبّاد بن كثير بصرى فرمود: «اى عبّاد! واى بر تو بپرهيز از ريا چه هر كس براى غير خدا كار كند خداوند او را به همان كس وامىگذارد كه او برايش كار كرده است«٤»».
و نيز از آن حضرت روايت شده كه فرموده است: «هر ريايى شرك است، هر كس براى مردم كار كند پاداش او بر مردم است، و آن كه براى خدا كار كند پاداش او بر خداست«٥»».
و نيز نقل شده كه درباره آيه: فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ ... فرموده است: «انسان عملى را كه
«١» كهف / ١١٠: پس هر كس اميد لقاى پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و كسى را در عبادت پروردگارش شريك نكند.
«٢» سنن نسابى ، ج ٦، ص ٢٣ با اختلاف اندكى از حديث ابى موسى اشعرى .
«٣» ????????????????????
«٤» همان ماخذ، ج ٢، ص ٢٩٣، شماره ١.
«٥» همان ماخذ، ج ٢، ص ٢٩٣، شماره ٣ و ٢.