راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٩ - باب اول بيان فضيلت نيّت
هجوم پيشامد هولناكى به درد آيد اعضاى بدن از آن متأثّر مىشوند و ميان شانهها و پهلوها به لرزه درمىآيد و رنگ صورت دگرگون مىشود. البتّه دل اصل و مقام متبوع بدن و به منزله فرمانروا و شبان و جوارح مانند خادمان و رعايا و پيروانند. بنابراين جوارح، خدمتگزاران دلند و صفات را در آن تحكيم مىبخشند و مقصود اصلى دل است و اعضا وسايل و ادوات ارتباط با آنند. از اين رو پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله فرموده است: «در تن آدمى پاره گوشتى است كه هر گاه اصلاح شود همه بدن اصلاح مىشود»«١» و نيز فرموده است: «بار الها شبان و رعيّت را اصلاح فرما»«٢»، و مراد آن حضرت از شبان دل است و نيز خداوند فرموده است: لَنْ يَنالَ الله لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ«٣». و تقوا صفت دل است از اين رو لازم مىآيد كه اعمال دل به طور كلّى از اعمال جوارح افضل باشد، سپس واجب است نيّت از همه اعمال دل برتر شمرده شود زيرا نيّت عبارت از گرايش دل و اراده آن به سوى امور خير است.
مقصود ما از عمل به جوارح آن است كه دل به خواستن امور خير عادت كند و ميل به اين امور در آن مستحكم شود از شهوتهاى دنيوى خالى گردد و به ذكر و فكر رو آورد. بنابراين ناگزير نيّت در مقايسه با مقصود از عمل بهتر است چه آن اصل مقصود را در بر دارد. چنان كه هرگاه معده دردمند شود آن را با گذاردن قطران بر سينه يا آشاميدن دارويى كه به معده برسد درمان مىكنند، و آشاميدن دارو بهتر از ماليدن قطران بر سينه است چه منظور از ماليدن بر سينه اين است كه اثر آن به معده سرايت كند لذا آنچه به خود معده وارد شود بهتر و سودمندتر خواهد بود.
به همين گونه بايد تأثير همه طاعات را درك كرد زيرا آنچه از آنها مراد و مطلوب است دگرگونى دل و صفات آن است نه اعضا و نبايد گمان كنى كه غرض از نهادن پيشانى بر زمين جمع پيشانى و زمين است بلكه مقصود اين است كه اين عمل بر حسب عادت صفت فروتنى را در دل مستحكم مىكند چه كسى كه در نفس خود نسبت به كسى احساس فروتنى مىكند هرگاه از اعضاى خويش كمك بجويد و آن را به صورت تواضع مجسّم كند فروتنى او استحكام مىيابد، و كسى كه در دلش نسبت به يتيمى احساس رقّت مىكند هرگاه دست بر سر او بكشد و او را ببوسد رقّت دلش نسبت به او شديدتر مىشود، از اين رو عمل بدون
«١» از حديث نعمان بن بشير و مورد اتفاق است .
«٢» عراقى گفته است : من اين را نيافتم و پيش از اين نقل شده است .
«٣» حج / ٣٨: هرگز گوشتها و خونهاى آنها به خدا نمى رسد، آنچه به او مى رسد تقوا و پرهيزگارى شماست .