آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٩٧ - بحث دوّم نقش شهادت زنان در ثبوت لواط
استشهاد كرده و فرمود: امير مؤمنان عليه السلام اين مطلب را مكرّر مىفرمود: خون مرد مسلمان نبايد پايمال شود و از بين برود؛ براى حفظ ارزش خون مسلمان، شهادت زنان در باب قتل پذيرفته است.
ظاهر روايت اين است كه شهادت در غير قتل پذيرفته نيست. كلمهى «الحدود» جمع محلّى به «ال» و مفيد عموم است. اگر كسى منكر عموميّت جمع محلّى به الف و لام باشد، لااقلّ اين كلام اطلاق دارد و لازمهى عموم يا اطلاق، عدم اعتبار شهادت زنان در باب لواط است.
٢- وبإسناده عن أبي القاسم بن قولويه، عن أبيه، عن سعد بن عبداللَّه، عن أحمد بن أبي عبداللَّه البرقي، عن أبيه، عن غياث بن إبراهيم، عن جعفر بن محمّد، عن أبيه، عن عليّ عليه السلام، قال: لا تجوز شهادة النّساء في الحدود ولا في القود. [١]
فقه الحديث: امير مؤمنان عليه السلام فرمود: شهادت زنان در حدود و قصاص معتبر نيست.
در اين روايت نيز حدود جمع است؛ پس يا دلالت بر عموم دارد و يا لااقلّ مطلق است.
- «قود» به معناى قصاص است-؛ مىفرمايد: در قصاص، شهادت زنان معتبر نيست.
مقصود قتلى است كه موجب قصاص شود؛ زيرا، «قود» از محرّمات نيست كه به شهادت نياز باشد؛ در حقيقت، روايت مىگويد: قتل دو نوع است: يك نوع آن سبب ثبوت ديه مىشود؛ در اين نوع، شهادت زنان پذيرفته است. و بر نوع ديگرش، قصاص مترتّب است كه در آن شهادتشان پذيرفته نيست. يعنى اين روايت، مقيِّد روايت قبل است.
٣- وعنه، عن عبيداللَّه بن المفضّل، عن محمّد بن هلال، عن محمّد بن محمّد بن الأشعث، عن موسى بن إسماعيل بن جعفر، عن أبيه، عن آبائه، عن عليّ عليه السلام، قال: لا تجوز شهادة النّساء في الحدود ولا قود. [٢]
فقه الحديث: دلالت اين روايت مانند حديث قبل است؛ ليكن تعبير «ولا قود» لطيف و
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٢٦٤، باب ٢٤ از ابواب شهادات، ح ٢٩.
[٢]. همان، ح ٣٠.