آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٨ - ادلّهى منكرين جواز عمل به علم قاضى
شاهد عادل براى اثبات آن عرضه كنى؛ و اى منكر، با انكارت دعوا خاتمه نيافته است؛ بلكه وظيفهاى بر دوش تو مىگذارد كه بايد قسم بخورى.
از اين رو، نمىتوان گفت: مفهوم اين روايات عدم نقش و اثر براى غير يمين و بيّنه است. از كدام قسمت اين روايات استفاده مىشود كه با علم نمىتوان قضاوت كرد؟
٣- محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه وعن محمّد بن إسماعيل، عن الفضل بن شاذان جميعاً، عن ابن أبي عمير، عن سعد، يعنى ابن أبي خلف، عن هشام بن الحكم، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: إنّما أقضي بينكم بالبيّنات والأيمان وبعضكم ألحن بحجّته من بعض، فأيّما رجل قطعت له من مال أخيه شيئاً فإنّما قطعت له به قطعة من النّار. [١]
فقه الحديث: در اين روايت صحيحه، امام صادق عليه السلام فرموده است: من بين شما فقط با بيّنه و يمين حكم مىكنم- «إنّما أقضي» از كلمهى «إنّما» كه براى حصر مىباشد، مستدلّ استفاده كرده است- بعضى از شما انسانها پر حرف و لفّاظ هستيد و مىخواهيد با صغرى و كبرى چيدن مطلب خود را ثابت كنيد، ولى اين فايده ندارد؛ چيزى كه مىتواند مطلب را اثبات يا نفى كند، بيّنه در طرف مدّعى و يمين در جانب منكر است.
براى هر كه با وجود بيّنهى صالح، حكمى كرديم و مالى در اختيارش قرار داديم، امّا او بين خود و خدايش مىدانست كه اين مال از براى او نيست، در اينجا فكر نكند كه با حكومت ما به نفع او، مال برايش حلال مىشود؛ نه، اين قطعهاى از آتش است كه در اختيار او قرار دادهايم؛ هر چند از طريق بيّنه و فصل خصومت باشد؛ يعنى فصل خصومت، واقعيّتى كه بين او و خدا هست را تغيير نمىدهد.
استدلال بر لفظ «إنّما» استوار است. روايت، قضا و فصل حكومت را منحصر به بيّنه و يمين مىكند؛ به اين معنا كه قضاوت بدون اين دو امكان ندارد.
نقد استدلال به اين روايت: سؤالى كه به ذهن مىآيد، اين است كه آيا حصر در
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ١٦٩، باب ١٢ از ابواب كيفية الحكم، ح ١.