آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٧٣ - فرع اوّل كيفيّت ضرب شارب
استثناى سر و صورت و عورت دلالت داشت؛ ولى در اين مقام يك روايت داريم كه دلالت آن را مورد بررسى قرار مىدهيم.
محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى، عن يونس، عن عبداللَّه بن مسكان، عن أبي بصير، في حديث قال: سألته عن السكران والزّاني.
قال: يجلدان بالسياط مجرّدين من بين الكتفين، فأمّا الحدّ في القذف فيجلد على ما به ضرباً بين الضّربين. [١]
فقه الحديث: سند اين روايت صحيح و قابل اعتماد است. روايت تتمّهى حديث قبل است نه اين كه مضمره باشد.
ابوبصير از امام عليه السلام مىپرسد: كيفيّت ضرب زانى و مست چگونه است؟
امام عليه السلام در پاسخ فرمود: آنان را برهنه كرده، بين دو كتفشان تازيانه مىزنند. امّا در باب حدّ قذف با همان لباسى كه پوشيده است، ضرب متوسّطى بين شديد و ضعيف به او مىزنند.
اگر بر ظاهر روايت جمود كنيم، محلّ زدن تازيانه بين دو كتف است؛ و بنابراين، حقّ تعدّى به كمر و پا را نداريم.
صاحب جواهر رحمه الله از مرحوم شيخ طوسى در مبسوط نقل مىكند كه فرمود: شارب را برهنه نمىكنند؛ زيرا، پيامبر صلى الله عليه و آله امر به ضرب كرد، ولى فرمانى به برهنه كردن نداد. [٢] ليكن روايت صحيحه فوق براى ردّ اين نظر كافى است؛ زيرا، صراحت در تجريد و عريان كردن دارد.
اشكال استدلال به روايت
اگر روايت دلالت بر تساوى سكران و زانى دارد، پس بايد به ضرب شديد در حقّ شارب مسكر نيز قائل شد.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٧٤، باب ٨ از ابواب حدّ مسكر، ح ١.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٦٠؛ المبسوط: ج ٨، ص ٦٩.