آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٠٦ - مقصود از فقّاع
روايات منافى
در مقابل اين روايات، دو روايت زير وجود دارد:
١- محمّد بن الحسن بإسناده عن الحسين بن سعيد، عن محمّد بن الفضيل، عن أبي الصباح الكناني، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في حديث: قلت: أرأيت إن اخذ شارب النّبيذ ولم يسكر أيُجلد؟ قال: لا. [١]
سند حديث: صاحب جواهر رحمه الله [٢] اين روايت را صحيحه معرّفى مىكند؛ ليكن محمّد بن فضيل بين ثقه و غير ثقه مشترك است و قرينهاى نداريم كه مقصود از اين عنوان همان فرد ثقه باشد.
فقه الحديث: ابوالصباح كنانى از امام صادق عليه السلام پرسيد: اگر مردى را دستگير كنند كه نبيذ آشاميده، ولى مست نشده است؛ آيا او را تازيانه مىزنند؟ امام عليه السلام فرمود: نه.
نكته: مقصود از تناول مسكر، چيزى است كه شأنيّت اسكار داشته باشد؛ لذا، اگر كسى به سبب اعتياد به شرب خمر، يا خصوصيّت مزاجىاش مست هم نشود ولى طبيعت آن مايع مستكننده باشد، موجب حدّ است.
شيخ طوسى رحمه الله اين روايت را به علّت موافقت با عامّه حمل بر تقيّه كرده است. [٣]
ممكن است بگوييم در جملهى «إن اخذ شارب النبيذ ولم يسكر» فاعل «يسكر» ضميرى است كه به نبيذ برمىگردد؛ يعنى نبيذ غير مسكر خورده است. شاهدش روايت سليمان بن خالد است كه فرمود: «يجلد في النبيذ المسكر». [٤] همان طور كه قبلًا اشاره كرديم، نبيذ بر دو نوع است؛ مسكر و غير مسكر. در اين صورت، اين روايت با روايات قبلى منافات ندارد؛ و روايت حلبى نيز مؤيّد آن خواهد بود.
١- وبإسناده عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن ابن أبي عمير، عن حمّاد، عن الحلبي، قال: سألت أبا عبداللَّه عليه السلام قلت: أرأيت إن اخذ شارب النّبيذ
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٦٩، باب ٤ از ابواب حدّ مسكر، ح ١ و ٤.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٥١.
[٣]. تهذيب الاخبار، ج ١٠، ص ٩٦، ح ٢٧.
[٤]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٧٨، باب ١١ از ابواب حدّ المسكر، ح ٣.