آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٠٢ - مقصود از تناول
چيزى را خورشت و قاتق نان قرار دادن؛ مثال ديگرش نان را در خمر زدن كه رنگ خمر به خود مىگيرد.
از اين رو، اگر كسى خمر را به صورت اصطباغ مصرف كرد، بدون اشكال از مصاديق تناول مسكر است. شاهدش اين است كه اگر به كسى كه آب گوشت را به صورت تريد خورده، بگويند چه خوردى؟ و او جواب دهد: آبگوشت خوردم؛ در اين كلام صادق است.
به او نمىگويند: دروغ مىگويى؛ تو نان را با رنگ آبگوشت خوردى.
از نظر عرفى مىگويد: آبگوشت خوردم؛ هرچند آبگوشت مايع است و آن را نياشاميده و به صورت تريد خورده است؛ ولى تناول صدق مىكند. در باب مسكر نيز اگر به اين صورت مصرف شود، تناول صادق است.
صورت امتزاج را در مسائل بعدى كه در تحرير الوسيله بهطور مشروح بحث كرده، خواهيم گفت.
در بعضى از افعال، تناول صدق نمىكند؛ مثلًا كسى مسكر را به بدنش بمالد يا معجونى از مسكر و غير آن را به سرش ببندد. امّا سؤال اين است كه اگر مسكر را از راه مخرج به داخل بدن وارد كند، آيا در احتقان به مسكر، تناول صادق است؟ به نظر، اينجا از نظر عرف تناول صدق نمىكند.
استنشاق مسكر اگر به صورتى باشد كه از راه بينى به حلق وارد شود، تناول صدق مىكند. شاهدش باب روزه است كه اين نوع استنشاق مفسد صوم است؛ زيرا، شُرب آب صادق است، هرچند از طريق بينى محقّق شده است. ولى اگر انسان يقين دارد كه استنشاق خمر سبب نمىشود مسكر وارد حلق گردد يا اين معنا مشكوك باشد، در صدق تناول اختلاف است. بعضى از فقها آن را از مصاديقش شمردهاند، و برخى آن را مصداق تناول نمىدانند.
با مراجعهى به عرف مىبينيم در صورتى كه يقين به عدم وصول مسكر به داخل بدن دارد، تناول را صادق نمىدانند؛ و در صورت شكّ در رسيدن به جوف، شك در تحقّق تناول است، كه سبب مى شود دليل وجوب حدّ آن را شامل نگردد- در باب روزه گفتهاند:
در مورد استنشاق آب اگر «شرب الماء» صادق بود، روزه باطل؛ وگرنه صحيح است-.