آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٢٠ - نقد نظر مستدلّ و مستشكل
اگر «فاء» نباشد، از نظر ادبى، اگر «خمر لا تشربه» را صفت و موصوف بدانيم كه تنزيل در رابطهى با مجموع صفت و موصوف باشد، يعنى: «عصير عنبى، خمرى است كه نبايد خورده شود». در اين صورت، نمىتوان تنزيل در جميع آثار و احكام را استفاده كرد؛ وگرنه ذكر وصف بىفايده مىگردد.
و اگر جملهى «لا تشربه» خبر بعد از خبر باشد نيز تنزيل جميع آثار را نمىرساند؛ زيرا، دو مطلب غير مربوط به هم وجود دارد. اصالت و فرعيّتى مطرح نيست. لذا، نمىتوان به نجاست و حدّ در خصوص عصير عنبى حكم كرد. [١]
نقد نظر مستدلّ و مستشكل
اوّلًا: از نظر عرفى، فرقى بين «خمر فلاتشربه» و «خمر لاتشربه» نيست. مراجعهى به وجدان و ذهن صاف كافى است تا به فرعيّت جملهى دوّم براى جملهى اوّل حكم شود.
عدم ذكر «فاء» دلالتى بر عدم تفريع ندارد.
اگر قبل از طرح اين مطالب، به ذهن مراجعه مىكرديد و مىپرسيديد: «لاتشرب» چه نقشى دارد؟ مىگفت: به دنبال خمر آمده، پس متفرّع بر آن است.
ثانياً: هر دو بزرگوار راه را گم كردهاند. سؤال راوى از عصير عنبى نيست. اين روايت از ادلّهى قوى بر حرمت عصير عنبى بعد از غليان و قبل از ذهاب ثلثين است؛ زيرا، مسألهى حرمت در ذهن سائل مسلّم بوده و در آن ترديدى نداشته است؛ ليكن از امام عليه السلام مىپرسد:
فردى شيعى معترف به ولايت مقدارى عصير عنبى مىآورد و مىگويد ذهاب ثلثان شده، ولى در عمل، با تبخير نصف مىآشامد؛ قول و فعلش در تضاد است و فردى غير امامى از مخالفان عصير عنبى مىآورد و قول و فعلش با هم موافق است؛ و او قبل از ذهاب ثلثين را نمىخورد. معاوية بن عمّار از حكم چنين عصير مشكوكى كه نمىداند آيا ذهاب ثلثين شده يا نه، مىپرسد.
با توجّه به اين نكته بايد در بيان امام راحل رحمه الله دقّت كرد. ايشان مىفرمايد: وقتى سؤال از عصير عنبى مشكوك الحال است، چگونه مىتوان آن را مصداق خمر واقعى دانست؟
[١]. التنقيح في شرح العروة الوثقى، ج ٢، ص ١٠٨.