آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٨٥ - مقصود از تأديب
صورت اوّل وجود دارد؛ زيرا، همان طور كه اجراى حدّ در جاى خودش لازم است، تعزير هم در مورد خودش لزوم دارد. تعزيراتى كه تا به اينجا اثبات كرديم، واجب است اجرا شود؛ نه اين كه مستحب باشد. ولى در صورت دوّم، آيا بر پدر واجب است فرزندى كه شلوغ مىكند را تأديب كند؛ بهگونهاى كه اگر تأديب نكند، حكم خلاف شرعى را مرتكب شده باشد؟
حكم به وجوب در اين جا مشكل است؛ زيرا، دليلى بر آن نداريم هرچند رجحانش را نمىشود انكار كرد؛ زيرا، كودك مىخواهد در جامعه زندگى خوبى را داشته باشد، لذا مصلحتش اقتضا مىكند چنين تأديبى دربارهاش روا باشد.
سؤال ديگر اين است كه آن چه را مرحوم محقّق رحمه الله مطرح كرده، دربارهى كدام قسم از تأديب است؟ اگر مقصودش قسم اوّل باشد، به او مىگوييم: در بحثهاى گذشته مقدار تعزير را به كمتر از چهل معيّن كرديم، تعزير اختصاص به غير كودك ندارد؛ هرجا كه عنوان تعزير باشد، بايد اين مقدار اقامه گردد؛ لذا، به چه دليل مىگوييد: بيشتر از ده تازيانه كراهت دارد؟
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد: دليل واضح و روشنى بر اين كراهت پيدا نكرديم. [١] ما مىگوييم برخلافش نيز دليل داريم؛ و آن، روايت حمّاد بن عثمان است كه تعزير را كمتر از چهل مىگفت؛ [٢] يا روايت عبيد بن زراره كه تعزير را مناسب با گناه بيان مىكرد. [٣]
اگر مقصود از تعزير در عبارت محقّق رحمه الله قسم دوّم از تأديب است، از كجا ده تازيانه را آورديد كه زيادتر از آن را مكروه مىدانيد؟ روايت ده ضربه در مرسلهى صدوق رحمه الله بود كه مىفرمود: «لا يحلّ لوال يؤمن باللَّه واليوم الآخر أن يجلد أكثر من عشرة أسواط إلّافي حدّ». [٤] اين روايت در خصوص كودك وارد نشده، بلكه در مطلق تعزير است؛ مىگويد: در غير حدّ نبايد بيش از ده تازيانه زد. علاوه بر اين، «لايحلّ» دلالت و ظهور در حرمت دارد، چگونه از آن كراهت استفاده مىكنيد؟
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤٤٤.
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٨٤، باب ١٠ از ابواب بقية الحدود، ح ٣.
[٣]. همان، ص ٤٣٤، باب ٤ از ابواب حدّ قذف، ح ٣.
[٤]. همان، ص ٥٨٤، باب ١٠ از ابواب بقية الحدود، ح ٢.