آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٧٤ - موارد ثبوت تعزير
وجلّ مىفرمايد: كسى كه بندهى مرا تحقير كند، با من اعلام جنگ نموده است؛ و هركه بندهى مؤمن مرا اكرام كند، از غضبم در امان مىباشد.
١٣- محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن ابن محبوب، عن هشام بن سالم، قال: سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول: قال اللَّه عزّ وجلّ: ليأذن بحرب منّي من آذى عبدي المؤمن، وليأمن غضبي من أكرم عبدي المؤمن الحديث. [١]
فقه الحديث: مضمون اين حديث مانند روايت قبل است.
١٤- وعنه، عن أحمد، عن ابن سنان، عن منذر بن يزيد، عن المفضّل بن عمر، قال: قال أبو عبداللَّه عليه السلام: إذا كان يوم القيامة نادى مناد أين الصدود لأوليائي؟ فيقوم قوم ليس على وجوههم لحم، فيقال: هؤلاء الّذين آذوا المؤمنين ونصبوا لهم وعاندوهم وعنفوهم في دينهم ثمّ يؤمر بهم إلى جهنّم. [٢]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: در روز قيامت منادى ندا مىدهد كسانى كه راه دوستانم را مىبستند، كجا هستند- در جواهر الكلام «أين العدوّ لأوليائي» ذكر شده است-. [٣]
به دنبال آن ندا، جمعيّتى برمىخيزند كه در صورتشان گوشت وجود ندارد. آنگاه اعلام مىشود اينان گروهى هستند كه مؤمنان را آزار مىدادند و با آنان به عداوت و دشمنى پرداخته، و به عناد و خصومتشان قيام مىكردند، و در مسائل دينى اسباب آزار و ناراحتى آنان را فراهم مىآوردند. در آن زمان، فرمان مىدهند به جهنّم وارد گردند.
از مجموعهى اين روايات، يك قاعدهى كلّى استفاده مىشود كه در ذيل مسأله به آن اشاره كردهاند. هرگاه سخنى بگويد كه سبب اهانت به غير باشد و طرف مقابل، استحقاق اين اهانت را نداشته باشد، گوينده را تعزير مىكنند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ٨، ص ٥٨٧، باب ١٤٥ از ابواب احكام العشرة، ح ١.
[٢]. همان، ح ٢.
[٣]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٤١٠.