آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٨٥ - مقدار حدّ مساحقه
مىپرسيديد، بيش از آنچه پسرم در اين مسأله فرمود، نمىگفتم.
انصافاً سند و دلالت روايت تمام و بر مطلوب شيخ طوسى رحمه الله و تابعين او دلالت كامل دارد.
٢- وعنه، عن أحمد بن محمّد، عن العبّاس بن موسى، عن يونس بن عبدالرّحمن، عن إسحاق بن عمّار، عن المعلّى بن خنيس، قال: سألت أبا عبداللَّه عليه السلام عن رجل وطأ امرأته فنقلت مائه إلى جارية بكر فحملت فقال: الولد للرّجل وعلى المرأة الرّجم وعلى الجارية الحدّ. [١]
فقه الحديث: معلّى بن خنيس از امام صادق عليه السلام مىپرسد: مردى كه با زنش مجامعت كرد، و آن زن منى شوهر را به جاريهى بكرى منتقل كرد- فقط نقل نطفه از راه مساحقه در آن زمانها امكان داشته است- حكمش چيست؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود: فرزند متعلّق به صاحب نطفه است؛ زن را رجم كرده و باكره را تازيانه مىزنند.
٣- محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن عليّ بن أبي حمزة، عن إسحاق بن عمّار، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: إذا أتى رجل امرأة فاحتملت ماء [ه] فساحقت به جارية [يته] فحملت، رجمت المرأة وجلدت الجارية والحق الولد بأبيه. [٢]
فقه الحديث: به نظر مىرسد اين روايت و روايت قبل از يك نفر باشد؛ هرچند در روايت گذشته راوى از امام عليه السلام اسحاق نيست؛ بلكه معلّى بن خنيس است؛ ولى به هر حال، هر دو به اسحاق بن عمّار منتهى مىگردد.
مضمون روايت: مردى با زنى مجامعت كرده- ظاهراً مجامعت حلال با همسر خودش است- و نطفهى او را به خود برداشته، آنگاه با جاريهاى- [جاريهاش]- مساحقه مىكند و او آبستن مىشود. در اين صورت، بچّه را به صاحب نطفه ملحق كرده، زن را سنگسار و جاريه را تازيانه مىزنند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٢٨، باب ٣ از ابواب حدّ سحق، ح ٤.
[٢]. همان، ح ٥.